بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟
بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟

امان از نارفیق


فکر نمیکردم بازم بخوام از دست دوست ضربه بخورم که خوردم.


فکر نمیکردم درمورد کسی اشتباه بکنم، که کردم...


فکر نمیکردم که هر قدر خوب درمورد کسی فکر کنم،بازم و طبق معمول برعکسش از آب در میاد...


شد...همه اینا شد.


انگار هر چی آدما بزرگتر میشن دردا و غصه هاشونم بزرگتر میشه.


مثلا من دیگه نباید از این موضوع ناراحت میشدم و ناراحت که شدم هیچ...دلم بدجور شکست


فهمیدم که من هرگززززززز در دنیای واقعی و مجازی دوست واقعا واقعی نخواهم داشت.امروز دیگه یقین پیدا کردم که تو پیشونی من خبری از یه دوست خوب نخواهد بود.


خب نباشه. دیگه مهم نیست.اصلا دوست میخوام چیکار.


همش درد و غصه  داره دوست،همش حال خراب داره دوست و انتظار معجزه داره ازت دوست، همش غمگین دوست، همش پر توقعه دوست.


حال خرابش مال ماست حال خوبش با دیگرون.

اینبار بد پشتم خم شد...خیلی حالم بد شد


چقدر باید زمین بخورم؟؟؟میترسم آخرش نتونم بلند شم و زمینگیر بشم از این زمین خوردنای مداوم...


تقصیر منه میدونم.حماقتای من تمومی نداره.هر کاری میکنم سخت دل باشم بازم خر میشم و دلم میسوزه.

امروز اینو نوشتم که یادم نره.یادم نره از امروز میخوام چه کنم.


باهار تو از دوست مجازیت ضربه خوردی ،هر چن که منم بارها خوردم .بارها و بارها از این مجازی ها که فکرشم نمیکردم


حتی که انقدر بدجنس و ناتو از آب دربیان،خوردم.ولی اینبار من از واقعیش خوردم.بد هم خوردم بد...خیلی بد..


نباید دلم میشکست و خون میشد هااا ولی...شکست و خون شد.


داغون شد دلم.نابود شد دلم..درد دوست واقعی بیشتره باهار.


هعیییییییییی روزگار.


در حال حاضر یعنی همین الان دوس دارم این وب رو بزنم حذف کنم.نه  به خاطر این شکستم الان حس میکنم که نوشتنم

دیگه نمیاد.


چه کنم؟؟؟ خب شایدم همین روزا اینکارو کنم و حذف و تمام... و شایدم نه.


خب من تا برم این کمر رو دوباره راست کنم و بشم خاتون شکست خورده تر از قبل،شمام برید دنبال کارتون، و بارتون، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد تا زمونی که با کمر راست تر بنویسم.

 هرگز کسایی که منو ناراحت کردن چه مجازی و چه واقعی نمیبخشم ...هرگـــــــــــــــــــــــز!!!!


خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی 

بشنود دوستش از نامزدش دل برده 

مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی 

که به پرونده جرم پسرش برخورده


 

خسته ام مثل پسربچه که در جای شلوغ 

بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است 

خسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاق 

که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است

 

 

خسته مثل پدری که پسر معتادش 

غرق در درد خماری شده فریاد زده 

مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس 

پسرش ، پیشِ زنش ، بر سرِ او داده زده ...


 

خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم 

دکترش گفته به دردِ سرطان مشکوک است 

مثلِ مردی که قسم خورده خیانت نکند 

زنش اما به قسم خوردنِ آن مشکوک است 

 

خسته مثل پدری گوشه آسایشگاه 

که کسی غیر پرستار سراغش نرود 

خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که 

عـــــید باشد ... نوه اش سمت اتاقش نرود !


 

خسته ام ! کاش کسی حال مرا می فهمید ... 

غیر از این بغض که در راهِ گلو سد شده است 

شدم ام مثل مریضی که پس از قطع امید 

در پی معجزه ای ... راهی مشهد شده است ... 

 


نظرات 41 + ارسال نظر
فاطمه جمعه 10 دی 1395 ساعت 03:11

سلام خاتونی.
الهی بمیرم برات چی شده ؟باز کی از دلش اومده که تو رو ناراحتت کنه؟ خاتون واقعا از دلشون میاد که تو رو ناراحت کنن؟خیلی ببخشیدا ولی شعور ندارن واقعا.

یه بیشعور

امیر جمعه 10 دی 1395 ساعت 08:59

ای بابا ان شالله که زود حالت خوب بشه

فاطمه جمعه 10 دی 1395 ساعت 14:28

دوباره سلام.دیشب کلی نوشتم و باز یادم رفت اونی که یادم داده بودی و همه اش حذف شد صبحم که مهمان داشتیم برای ظهر.الان یه سر خلوت پیدا کردم.
خاتون جان غصه نخور.تا بوده همین بوده.همیشه از اون کسی ضربه میخوری که هرگز فکرشم نمیکردی دیشب خیلی نوشته بودم متاسفانه حذف شد.
من خودم جزو اونایی بودم که همیشه دردامو بهت گفتم.همیشه غصه ام رو برات آوردم و تو در کمال احترام گوش کردی و آرومم کردی ولی من هیچوقت اینکارو نکردم.
اگه قید منم بزنی بهترین کارو کردی.با اینکه من همیشه به یاد تو ومحبتات خواهم بود.

فاطمه جمعه 10 دی 1395 ساعت 14:29

ولی وبت رو حذف نکن هیچوقت.

بهار جمعه 10 دی 1395 ساعت 16:39 http://likespring.blogsky.com

عزیزدلمممممممممممم
میفهممت...منم عین خودت.دیگه تنهایی رو ترجیح میدم.آدما فقط دل شکستن بلدن.من همشونو سپردم به خدا...
وبت رو حذف نکنیاااا...هر چند گاهی مجازیا هم بدجور آدمو میسوزونن...ولی اینجا تنها جایی هست که مال ماست.من دلم نمیاد بزم بپوکونمش.
درکت میکنم خاتون.تا ابد جاش درد میکنه.

هوووم
منم میسپارم از ابن به بعد به خدا
بارها اومدم بزنم حذف و پشیمون شدم.
ممنووووووووون

فروغ جمعه 10 دی 1395 ساعت 17:24

چه شعرِ اشک دراری

این روزا میگذره خاتون
و هیچ کس عوض نمیشه
تو هم عوض نمیشی میدونم

بودنِ تو نعمته خاتون
حضورآدمایی شبیه تو نعمته
خودتم خوب میدونی که شعار نمیدم ونمیخوامم هندونه زیر بغلت بذارم فقط یه روزایی بوده که وقتی دلم شکسته بدون اینکه بهت بگم بهت تکیه کردم و دوباره بلند شدم
شاید تقصیر من و امثال منم هست که بخاطر خوبیهای همچین آدمایی اونطوری که شایسته اس ازشون تشکر نمیکنیم که مصمم بشن

امثال تو نباید کم بیارن(البته این یه خواهشه)بخاطر امثال منی که باور کنیم هنوز هستن کسایی که بی هیچ ادعایی خوبن
که هستن کسایی که روی خودخواهی رو سیاه کردن
که خوبن فقط بخاطر خوبی
پشت خوبیهاشون هیچ نقشه ی خودخواهانه ای نیست
آدمارو بخاطر آدما میخوان نه منافع خودشون
دردشون درد مردمه
که خیالمون راحت باشه از اینکه یه گوشه ای از دنیا کسی هست که میشه به حضورش دل خوش کرد
که بدونیم کنار بعضیها اونقدر امنیت هست که میشه بی دلواپسی و دغدغه حرف از دل زدو پشیمون نشد
که باور کنیم اشتباه نکردیم
که باور کنیم زندگی هنوز ارزش ادامه دادن داره


میدونم یه روزی با کمرِ راستِ راست دوباره میای و مینویسی
منتظرِ اون روز میمونم

خواهش میکنم نه برو
نه عوض شو


بابا باچه زبونی ازت خواهش کنم خوو دیگه خودم دلم واسه خودم سوخت خوووووووو

اگه دوست داشتی این کامنتمو تایید نکن

فروووووووووغ ازت متنفرم که بعضی وقتا انقدر خوب میحرفی
انقدر خوب نباش باشه؟؟؟
میترسم یه وقت یه روزی یه زمونی دیگه حرفامو نفهمی و من به این فکر کنم که این فروغه...
یه عالمه برات حرف داشتم اما در آخر شد یه جمله کوتاه:انقدر خوب نباش.

فاطمه جمعه 10 دی 1395 ساعت 20:24

خاتون چه آهنگ غم انگیزی گذاشتی
برگرد دختر...
هر وقت بتونم دارم چک میکنم ی وقت حذف نکرده باشی وبتو

چرا همتون مثل فیلمها حرف میزنید

گاو مش حسن شنبه 11 دی 1395 ساعت 10:07 http://kolandarivari.blogsky.com

آسِد حسن لحاف دُوز میگه این چیزا مِثی سر درد میمونه...!!! منحیثالمجموع میگه انقَد غُر نزن... اون روزیکه، سر دردت روُ ،
به سردرد خوندگی قبول کردی ، باهاس فکر اینجاشوُ میکردی!!!...
منحیثالمجموع من همیشه احساس میکنم خیلی خوشبختم که،
هیچکی نمیتونه مث خُودَم دوستم داشته باشه!!!...

آبگینه شنبه 11 دی 1395 ساعت 11:27 http://Abginehman.blogfa.com

شاید وقتشه یاد بگیری زیادی اعتماد نکنی
درسته آدم از دوست توقع داره ولی وقتی نامردی میبینی دیگه اسمه اون دوست نیس
ان شاالله خدا حاله دلت رو خوب کنه

بارها سعی کردمو نشده.
اینبتر مصمم تر تصمیم میگیرم.
ممنونم آبگینه جان

زهرآ یکشنبه 12 دی 1395 ساعت 13:37

واقعا امان از نارفیق.. چرا آخه

واقعا چرا آخه

یه دونه یکشنبه 12 دی 1395 ساعت 17:33

سلاممممممممممممممم.
چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
چه قدر نالان وناراحت وعصبانی؟؟؟؟؟؟
اینا برات میشه تجربه تا دیگه اشتباه نکنی.شکست ندون مقدمه پیروزی بدون که از تجربیات گذشتت استفاده میکنی ودیگ اون اشتباه وتکرارنمیکنی

سلاااام عزیزم.
مشکلی بوجود اومده بود رفع شد

ترانه بهار پنج‌شنبه 16 دی 1395 ساعت 03:01 http://taraneh-bahar.mihanblog.com

و به این ترتیب خاتون باز هم غــُـردان ش پر شده :|

سلام
الان اگه بپرسم خوبی کتک میخورم ؟

سلام عزیزم.
غردان
الان خوبم

زهرآ پنج‌شنبه 16 دی 1395 ساعت 07:31

سلام خاتون جون. حالت خوبه؟ نیستی

مارال شنبه 18 دی 1395 ساعت 19:27 http://maralvazendegi.blogfa.com

درباره نارفیقی خیلی خوب درکت می کنم خاتون عزیزم

هوووووم.ولی من هیچوقت نارفیق نبودم

فاطمه یکشنبه 19 دی 1395 ساعت 18:59

خاتون عزیزم امیدوارم هرجا هستی خوب شده باشه حالت و بخوای که بازم بنویسی

ترنم بهاری چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت 14:41 http://zegneeeman.blogfa

منم از دوست خیری ندیدم سالهاست تنهام ....:( وکاملا درک کردم کلماتتو

منم سالهاست...

بهار پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 18:27

خاتوووووووووووووووون کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟بیا دیگههه...

بهاااااااار اومدممممممممممممم دیگهههههههههههه

مداد آسمان پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 18:45 http://medadekhatereha.blogfa.com/

بخشیدن کار خوبیه.

. پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 23:42

کم پیدایین!؟!

هسته ام ولی خسته ام

بابا جان یکشنبه 26 دی 1395 ساعت 11:19 http://farhadmehrbina.blogfa.com

فهمیدم که من هرگززززززز در دنیای واقعی و مجازی دوست واقعا واقعی نخواهم داشت.امروز دیگه یقین پیدا کردم که تو پیشونی من خبری از یه دوست خوب نخواهد بود.


تازه شدی مثل من مثل منی که سالهاست این حس رو دارم .
آهنگ وبلاگت خیلی قشنگه اسمش چیه ؟ خواننده اش کیه ؟

غمگین چو پاییزم از علیرضا قربانی

فروغ دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 13:49

پریشب خوابتو دیدم
کجایی؟دقیقا کجایی؟

چی دیدییییییییییییی؟؟؟؟؟
بگوووووووووووو

یه دونه دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 20:20

سلام خوبی؟
حالت چطوره دوست جان؟

سلام بهروی ماهت

یه دونه جمعه 1 بهمن 1395 ساعت 14:01 http://WWW.bi-esm55.blogfa.com

سلام کجایی??

فاطمه جمعه 1 بهمن 1395 ساعت 17:42

خاتون جان نمیخوای برگردی و بنویسی
همه برنامه هاتم پاک کردی .اینو دیگه راه بنداز
ببین چقدر چشم انتظارتممممممممممم

فربون چشم انتظاریت.تو یکی دیگه خفه ام کردی

زهرآ یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 13:34

خاتونننننننننننننننننننننننننننننننننننن سلاااااااااااااااااااااااااام کجایی؟؟ خبری از خودت بده

یه دونه یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 18:52 http://WWW.bi-esm55.blogfa.com

همچنان غیبت داری

آذر یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 20:09

امیدوارم حالت خوب باشه...

ღدوستانهღ سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 09:47 http://doostaneh7985.blogsky.com

هیییییییییییییییییی
دست رو دلم نذار که خونه
اینقدر از دست دوستای مجازی و حقیقی کشیدم که دیگه عین سنگ شدم
هیشکی رو باور ندارم . هرکی سلام و علیک میکنه اولین چیزی که تو ذهنم متصور میشه اینه که اینم چند روز دیگه میشه بلای جونم
برای همین دیگه به احدی نه حاضرم دوست بشم و نه حاضر درد دل کنم

چقدر شبیه هم میشیم از این به بعد

بهار پنج‌شنبه 7 بهمن 1395 ساعت 14:57 http://likespring.blogsky.com

هیچ معلوم هست کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همین دوروبرا زیر سایه شما بهار جانم

مرد متاهل جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 21:40 http://khaneh1.blogsky.com/

قشنگه . موفق باشید .

چی؟؟؟حرفای تلخم قشنگه؟!!

فروغ یکشنبه 10 بهمن 1395 ساعت 02:05

منم دوست دارم بی شعور
خیلی خوشحال شدم دیدم اومدی

از نظر من بیشور فحش نیستتتتتت ولی بیشعور فحشه از نظر تو جی؟؟؟

زهرآ یکشنبه 10 بهمن 1395 ساعت 11:35

سلام ختون جان.. نمی خوای کامنت دونی جدیدت را باز کنی؟؟؟ نمیخوای نظراتت را تایید کنی

سلام به روی ماهت
مبارکاباشه عروس خانممممم
بهترین خبری بود که تو این مدت خوندم

زهرآ یکشنبه 10 بهمن 1395 ساعت 11:36

ببخشید خاتون.. اشتباه تایپ کردم

آذر سه‌شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 23:30

سلام
رسیدنت بخیر
امیدوارم تو خوابت کلی تو خونتون و اون ایوون و اون پنجره رو از نزدیک لمس کنی تا دلتنگیش کمتر شه

سلام.
دلتنگ تر میشم

یه دونه یکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت 14:54 http://WWW.bi-esm55.blogfa.com

سلاممممممم
نبینم پستات عین حالت غم باشه!
چی شده خاتونی!
چ اتفاقی تودلت افتاده!!

سلام یه دونه.
روزایی رو دیدیم که ندیده بودیم هیچوقت و فکرم نمیکردیم ببینیم.
شاید اینم از هموناس

a سه‌شنبه 19 بهمن 1395 ساعت 11:09 http://avam.blogfa.com

سلام خاتون
فردا تولد یکی از عزیزانمه خوشحال میشم اگه بتونین به وبم بیاین و تولدشو تبریک بگین

نسل اینجور پیاما هنوز منقرض نشدهههههههههههه

ترانه بهار پنج‌شنبه 21 بهمن 1395 ساعت 02:11 http://taraneh-bahar.mihanblog.com

سلام
خوبی خاتونی
چه خبر ؟
ولنتاینت ایول
سپندارت هم بوس بوس

کجایی تو؟
از من بدتری که !

سلام.
مثل همیشه جوری میحرفی که خوشم میاد.
مبارک تو هم باشه عشقققققققم

فاطمه دوشنبه 25 بهمن 1395 ساعت 00:49

هر روز میام سر میزنمااااااا هر روززز ببینم اومدی یانه.ولی تو نیومدی و معلومم نیست که کی بیایی
دوست دارم زودتر بیای.اسرار نمیکنم ولی بیا.من به دستنوشته های تو عادت دارم و معتاد به خوندن مطلبات.هر چند به قول خودت چرندیات

دست شما مرسی.
معتاد تو بالاخره اعتراف کردی معتادی.

فروغ سه‌شنبه 26 بهمن 1395 ساعت 02:14

هپی ولنتاینز دی

میای یه سک سک میکنی دوباره میری?

هپی برای اونایی که مخاطب خاص دارن
والا نه برای من عزب

فروغ سه‌شنبه 26 بهمن 1395 ساعت 20:35

خاتوووون جووونم
تو چرا هی منو ذوقمرگم میکنی
خوب من مخاطب خاص مگه چمه
خاتوون تو اصن به من بگو بیشعور اصن بگو لعنتی برای من جنس فحش با آدمایی که نثارم میکننش ارتباط داره(توجیه بی دقتی خودم بود)
خاتون باور میکنی یادم رفته چه خوابی دیدمبسکه خواب میبینم آخه پلک میزنمم خواب میبینم

راستی منم یه چیزی بگم
منو نترسون
انقد منو خوب نبین میترسم
لطفا انقد منو خوب نبین

من فقط جلدت شدم همین

کامپیوترمو بردن بلد نیستم باگوشی فتحه کسره بذارم بالای ج جلد یه فتحه تصور کن خودت

عززززززیزم
هر چی گفتم حقیقت بود
میدونی به چی میخندم؟؟؟ بهاینکه دوستیمونم تز لعنتی گفتنای من شروع شد
نههههههه نمیخواستم خودتو توجیه کنی .فقط خواستم بگم من در مورد کلمه بیشور و بیشعور دوجور فکر دارم عایا دخترمم مثل منه یا نه
ای جااانم.پلک میزنی خواب میبینی؟؟؟ تو چقدر باحالیاونوقت تو هر پلک زدن خواب جدیدی میلینی؟؟؟چه کوتاه کوتاه خواب میبینی

نترسوندمت.فقط خواستم ازت انقدر خوب نباشی.چون خیلی خوبای دیگه ای هم بودن که حالا انقد بدن که فکر میکنم این همون بود؟؟؟

خخخخخخخخ دررررررت کاش اینجا بودی موهاتو میکشیدم انقدر زبون درازی نکنی.جلدم شدی؟؟؟
مردادی ها انگاری مثل هم حرف میزنن.خواهرمم همیشه از کلمه جلد استفاده میکنه

من میگیرم منظورتو .ناسلامتی من مادرتم دخدرمچه با کاممیوتر چه با موبایل.
مررررسی که انقدر وقت گذاشتی

فروغ جمعه 29 بهمن 1395 ساعت 20:30

ای وای یادم نبود آدم واسه مامانش نباید توضیح بده
پس خونه ی شما هم یه دختر مردادی داره خوش به سعادتتون
خاتوووون هیچ وقت یادم نمیره میومدم واسه بهار کامنت میذاشتم لعنتی گفتنات دلمو بردیادش بخیر

بلههههه دخدرم.خونه ما یه مردادی داره و اونم خواهر شیر به شیرم سمیراست.
البته سالارم مردادیه.یه دخدرم دارم مردادیه
عخییییییی لعنتی

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.