شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر ، پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد
از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه ، همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد
چن وقتی میشه که این فکر به سرم افتاده که اگه یه روزی مُردم، مسلما تو دنیای واقعی که همه خبردار میشن و میفهمن که دیگه بازگشتی وجود نداره و تمام....
اما اگه یه روزی مُردم دوستان مجازی چی؟؟؟ تا ابد خبردار نمیشن.هیچوقت...
با اونا که بیشتر دوس بودم هر روز بهم سر میزنن و از اینکه به کامنتاشون جواب نمیدم دلخور میشن بعد یه مدتی.
بعد یواش یواش نگران میشن.برام کامنت میذارن که نگرانتیم و کجایی و باز رفتی تو لک؟؟؟بعد که جوابی نمیشنون ،از هر روز سر زدن میرسن به سه چهار روز سر زدن و بعد از یه مدت با خودشون میگن این که سر نمیزنه چرا ما باید الکی نگرانش بشیم؟؟؟
بعد شروع میکنن یه کم به پیاماشون لحن تند اضافه کردن که چرا پس جواب کامنت ها رو نمیدی؟؟؟ینی یکبار هم سری نزدی به وبت؟؟؟و باز جوابی نمیشنون....اما باز دوهفته یکبار و نهایت ماهی یکبار سر میزن ویواش یواش دیگه خبری ازشون نمیشه.
اما من دائم تو ذهنشونم که دیدی چه بی خیال بود؟؟؟حتی نکرد پیامها رو تایید کنه!!! بعد عصبانی میشن و تهدیدمیکنن خودشونو که اگه اومد هم تا نیاد سر بزنه و توضیح قانع کننده ای نده بهش سر نمیزنیم.
و عاقبت چند سال بعد یه روزی دارن به گلهاشون آب میدن و یا پای کامپیوترشون نشستن و یا در حال نسکافه خوردن باشن و یا شاید فصل پاییز باشه یهو یه جرقه تو ذهنشون میاد و چن لحظه چشماشون رو هم میره که یادشون بیاد چی الان اومده به ذهنشون؟؟؟ و بعد یاد من می افتن.یه کمی لبخند .اونم لبخند تلخ میزنن و زیر لبی میگن نفهمیدیم چی شد و چه اتفاقی افتاد که دیگه رفت که رفت هاااااا.عجب بی معرفت بود.آره دیگه دنیای مجازیه دیگه .آدماشم مجازین.اینم مثل بقیه.همه ی با معرفت بودناشم الکی بود.همش ادعا. همش حرف.
یه سری ها از اون اولش که دوماهی گذشت و نیومدم اسم وبم رو پاک میکنن از لینکهاشون.بعضی ها که دیگه خیلی وفادار باشن تا 6-7ماه منتظربرگشت من میشن و بعد هم مثل قبلی ها پاک میکنن.و فقط یه عده خیلی کمی که از انگشت یه دست هم کمترن تا آخر عمرشون به یاد من خواهند بود.یاد حرفامو و حرفاشون و اینا می افتن و نهایت تا چند سال بعد یاد من می افتن و تمام!!!
واین همیشه مسکوت می مونه که،، من بالاخره چه اتفاقی افتاد که یهو بریدم . اونزمون من دارم آماده میشم برای پاسخگویی گناهایی که مرتکب شدم و هیچ یادم به شما نیست.به وب نیست،به گوشی عزیزم نیست، و فقط در حال تموم شدن هستم.
و اینجوری میشه که انگاری نه کسی اومده و نه کسی رفته....
چه مرگ سوت و کوری خواهم داشت در وبلاگستان...
دنیای مجازی هم دنیای عجیب غریب و پیچیده و سردی هستش.
و حالا فکر کن من قبل از مرگم بگم به یکی که بیاد خبر مرگم رو بده.اونوقت یا شما شوخی میدونید و یا بعد مدتی باورتون میشه و به دوساعتی ناراحت من میشید و یه کمی غصه میخورید و شاید بعضیاتون یه پست برای من به یادبود بزارید و در اخرش بنویسید خاتون جان به یادت هستیم....
و دسته دوم هم تا ابد فکر میکنن این یه شوخیه و تا روزی که این وب سرجاشه هی میان پیام میدن مسخره بازی در نیار...تو هنوز مردی؟؟؟پ کی زنده میشی بیایی جواب ما رو بدی
.دیگه شورشو در اوردی و یواش یواش همونایی که بالاتر گفتم پیش میاد.و من دستم کوتاست از جواب دادن به شما...
راستی شما چی؟؟؟تا حالا به این موضوع فکر کردین؟؟؟
هووووووووووووووم خدایا بیامرزدم.
+++این مدت که دوباره وب رو باز کردم نیومدم اولش سر بزنم خودم بهتون که ببینم واقعا کی یاد منه و دائم سرمیزنه؟؟.آخه خیلیا میگفتن هی سر میزدیم میدیدیم نیستی و اینا.و خب خیلی چیزا دستگیرم شد بسی .بعله
+++لینکهامم درس شد.بعله خاتون باهوش میباشد یک عدد
برترین دغدغه ی نوع بشر تنهاییست...
هفته پیش همین روز بود که دیدمت.
همین که ما رو دیدی بغض کردی ...
اول من باهات حرف زدم.
بهت گفتم اگه تا حالا نیومدم برای دیدنت ،به خاطر این بود که نمیخواستم تو رو اینجا تو این وضعیت ببینم...
نفسم بالا نمیومد وقتی داشتم اینارو میگفتم....
نگام کردی و سرتو تکون دادی وهیچی نگفتی.فقط گریه کردی....
نگات کردم ومنم دیگه نتونستم چیزی بگم ومنم گریه کردم....
از گریه ما بقیه هم گریه کردن و من حتی نتونستم ازت خداحافظی کنم...
+++خدایا اگه صدامو میشنوی تو رو به این ماه عزیزت گره از مشکلات همه باز کن ...جز تو هیچکس درد ما رو نمیفهمه.
10-سعدیه غریب تر از حافظیه بود.حافظیه رو فقط باید شبا رفت.
11-کلی یادم بود شاه چراغ که رفتیم برای تک تکتون دعا کنم.اما یادم رفت.شاید چون انقدر خواستم و نشد دیگه خیلی وقته دعا نمیکنم برای خودم در ثانی برای شما هم دعا نکردم. به دل نگیرید یه وقت
12-شیرازی ها آدمای خیلی شادی هستن
+++آقای محمد علی انشاالله هر جا هستی خوب و خوش باشی.باعث افتخارم بود که اینهمه مدت منو میخوندی.ایمیل هاتون بدستم رسید و براتون میل زدم اما نمیدونم عاقبت رسید یانه.بله قبول دارم وبلاگ نوشتن هم حوصله میخواد.و اینو بدونین حتما خواستم با کسی حرف بزنم خبرتون میکنم.از اینکه گفتین بازم سر میزنید به من هم ممنون و مفتخرم.
ادامه مطلب گذاشتم عکسهارو تا اگه کسی نخواست نبینه.اگه هم کسی شارژ نتش کم بود نپره.
+++عه عه عه چرا لینکهام پرید؟؟؟ینی به خاطر قالبه؟؟؟