بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟
بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟

یه وقتایی...

یه وقتایی هست که دلت عمیقا برای خودت میسوزه.
برای اینکه یه کاری برای دوستت انجام دادی.
دیشب یه جمله خوندم که میگفت:بعضی وقتا،بعضی ها پشیمونم میکنن از اینکه در حقشون بدی نکردم
واقعا هر کسی که این جمله رو گفته ها ببین چی کشیده و به کجاش رسوندن که اینجوری گفته.
من برای کسی کاری کردم که مثلا بهش نشون بدم برام باارزشه در حالی که واقعا نبود.فقط خواستم بگم مثل قبل دوستمه.خواستم روم حساب کنه.
حالا داره یه کارایی میکنه از قصد که به خیال خودش منو چزونده باشه،هه واقعا که فقط میشه گفت هه.
بیشتر از کارهاش خنده ام میگیره تا حس چزیده شدن.به افکار کودکانه اش میخندم.
خدایا من تو دلم باهات عهد بستم چیکار کنم اونوقت ببین این داره چیکار میکنه.هدف من خوشحالیش بودهدف اون چزوندن به اصلاح من.
یه گل بی خاری چند ماه پیش میگفت بگرد دلیلشو تو خودت پیدا میکنی...اما قبل از اینکه این گل بی خار بگه من بارها این کارو کرده بودم و فقط به این رسیدم از صادق بودن و ته معرفتمه که اینجور دوستایی دارم.من خیلی وقته دور دوست و رفیق رو خط کشیدم.اونم یه خط قرمز پررنگ.از اون قرمزایی که از پررنگی زیاد به قهوه ای نزدیکن.
تازه چیزای دیگه م دستگیرم شد.البته خیلی زمونها پیش. تا کارشون پیش و گیره،همراهن اما وای از  اون روزی که دور گردون ،به کامشون باشه.اصلا یادشون میره اصن دوستی به اسم تو داشتن.
همین دیشب باز سروکله یکیشون پیدا شده بود.بعد از کلی چاپلوسی و اینا و منم الکی لبخند بزن و حال و احوال و اینا گفتم:عزیزم میدونم که زنگ نزدی حالمو بپرسی بگو چی میخوای؟؟؟
یه کم به تته و پته افتاد و گفت حق داری.حق داری که بتوپی بهم.هر وقت کارم می افته یادم به یادت می افته.الانم مث همیشه فهمیدی و بهتره برات نقش بازی نکنم.
بعدش کارشو گفت و منم مثل همیشه قبول کردم.البته فقط برای این دوستم که باز بهتر از بقیه ست.حداقل کار خوشو قبول داره.
بگذریم...منم از اون مورد اولیه که قصد داره منو بچزونه بریدم.
فقط دوس دارم بدونم اگه یه روز فهمید آرامش امروزشو از من داره چی داره که بهم بگه؟؟؟و من دربرابرش چی میکنم؟؟؟

نظرات 12 + ارسال نظر
بابا جان یکشنبه 24 آبان 1394 ساعت 20:03 http://http://farhadmehrbina.blogfa.com

هیچوقت نتونستم دوستی برای خودم داشته باشم ، با هر کسی که ادعای دوستی داشت به شکلی برام مشکل پیش اومد ، بهترین دوستام یه جوجه خروس بود و یه جوجه گنجیشک ، عیب نداره خاتونم بابا جان رو دوست خودت بدون

سلاااآااام بابا جانمن از این دوستاهم نداشتم آخهههههههه
شما باباجان منید،دوست منید،بله آقا بعله
ممنوووووووونم

محمد علی یکشنبه 24 آبان 1394 ساعت 20:38 http://tamameman64.blogfa.com/

سلام خاتون خانم.متنتون رو که خوندم یاد یه ترانه ای افتادم بی دلیل.از اقای محسن یگانه.یه جاییش میخواند:هرکی اومد تو زندگیم....میبردمش تا اسمون....امروز میشد رفیق راه....فردا برام بلای جون
منم از این دوستها زیاد دارم.خیلی وقته که دیگه منم مثل خودشون شدم

سلام سید
بله دقیقا آهنگ به جایی بود و به متنم خعلی میومد
منم میشم عین خودشون بعله آقا بعله

محمد علی یکشنبه 24 آبان 1394 ساعت 20:40 http://tamameman64.blogfa.com

راستی خاتون خانم بابت حرفاتون ممنونم
به روی چشم.حتما براتون پیدا میکنم

قابل یو رو نداشت اصلا
ممنون

مسافر دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 00:32 http://sensor2.blogfa.com

خوبی جاش یه جای امن میمونه..
حتما بهترین ها هم گیر تو میاد..
جور دیگر باید دید!

دیدیم ....نشد.
نبین..... نیست.

بهار دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 08:31

خاتون اینی که نوشتی درد مشترکه...درکت میکنم چون خودمم کشیدم...با هیشکی نباید بیش از حد صمیمی شد و براش کاری کرد ولی گاهی این دل لامصب ما نمیذاره کهههه...

بعله باهار.تقصیر این دل لامصب ماست...

مجتبی دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 12:33

سلام,
تقریبا هرکسی تجربه اینجوری,داشته ولی خب دیگه انقدرام قحطی دوست خوب و با مرامم نیست, شاید الان دیگه کمیاب شده باشه ولی قبلنا بود, من دوستانی دارم بقول سهراب بهتر از آب روان و سالهای زیادیه که بدون هیچ توقعی دوست هستیم,
کسی رو میشناختم که زندگی بسیااااار سختی داشت ولی همیشه آرام و متین بود, همیشه جمله ای رو مینوشت که برای من مثل ى درس هست, این جمله:

آرامشی که اکنون دارم مدیون انتظاریست که دیگر از کسی ندارم.

سلام .
قحطی دوست شده.باوووور کن.بالاخره شمام باورت میشه.خودتونم داری میگی قبلنا.بعله قبلنا بود

فاطمه دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 13:45

سلام.
منظورت منمغلط کردی کصااااافط
فقط رو من حساب باز کن.منم از این دوستا دارم درجریانی که...!
بیخی بابا بیخی

سلام
ای بابا چرا به خودتون میگیرید آخههههه.
آره میدونم.بیخی

مجتبی دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 14:10

خب دوستانی که از همون قبلنا باهم دوست شدیم هنوزم باهم دوستیم و تا آخر هم دوست خواهیم ماند
کلا من خیلیییی کم دوست تو زندگیم داشتم ولی هموناهم موندن برام

خوش به سعادتتون

vahid دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 14:21 http://vahidmahmoodiyan.blogsky.com

سلام و احترام
خاتون به نیکی خجل کن

حقیقت نوشت :
ببینیم خدا چقدر بزرگه که با این همه ندونم کاری ماها بازم نسبت به بنده هاش کَرَم داره.
از اونی که ما را آفریده یه چیزایی یاد بگیریم بد نیست
التماس دعا

سلام بی سلیقه

اون خداست ماهم بنده ناچیز خدا.
مقایسه اشم اشتباه.

سمانه دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 14:26

سلام عزیزم
فدات بگردم خودتو ناراحن نکن... مثلا یعنی حالا خیلی ناراحنی
اوه منم همه دوستام همین جوری بودند بیشعور اما خب حذفشون کردم الان هم سطل اشغالند

سلام سمانه جان.
مثلا معلوم نبود عایاعادت کردم
منم حذفشون کردن اما اونان که بیخیال تمیشن کصااااافطا

alh.علی دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 23:36 http://donyababa.blogfa.com/

به کوچه هایِ نور می روی ؟!...
به خورشید اگر رسیدی ....
برایِ دلشوره هایم یک بغل آرامش
برایِ جراحتهایم یک بهار مَرهم
برایِ سکوتِ خانه یک پنجره قناری بفرست !

به خورشید اگر رسیدی ...
برایِ غروبهایِ دلگیرم
یک خورشید طلوع بفرست !

" رضا کاظمی "

vahid سه‌شنبه 26 آبان 1394 ساعت 08:01 http://vahidmahmoodiyan.blogsky.com

سلام
کی گُف مقایسه کن
گفتم کَرَم خدا را در نظر بگیر مقایسشو الان نشون من بده ببینم کوووووجا گفتم خودتو با خدا مقایسه کن!!!
میفرمایند :
إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ نَادَى مُنَادٍ مَنْ کَانَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ فَلْیَدْخُلِ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ مَنْ ذَا الَّذِی أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ فَیُقَالُ الْعَافُونَ عَنِ النَّاسِ
هنگامى که بندگان در پیشگاه خدا مى ‏ایستند، آواز دهنده ‏اى ندا دهد: آن کس که مزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته مى ‏شود: چه کسى مزدش با خداست؟ مى ‏گوید: گذشت کنندگان از مردم.
همیشه بُگذارو بُگذَر.این حرف از من به تو.
صلاح مملکت خویش هم خاتونان دانند

سلام.
عاره میدونم.از همون زمون که ثبت روزدم گفتم بیام ویرایشش کنم و منظورمو بنویسم.حسش نبود خدایی.باید مفسری بیاید و حرفای مرا تفسیر کند.منظور نانوشته ام تو نظر قبلی این بود که خدا میتونه ببینه و بگذره اما ما بنده های ناچیز نمیتونیم.اون خداست و ما بنده ناچیزخدا.

آخ جووووون یعنی ممکنه منم بهشت رو ببینم انقدرررر ینی ناامیدم از رفتن به بهشت

با حرفتون یاد این جمله افتادم....امام علی(ع) میفرمایند:بگذارید و بگذرید،ببینید و دل نبندید،چشم بیاندازید و دل نبازید،که دیر یازود باید گذاشت و گذشت.

ساغول قارداش بابت وقتی که گذاشتین

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.