بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟
بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟

هی میگیره....هی ول میکنه....درد عاشقی...

دیشب بعد از چند ماه تو اون گروه 7نفره ی تلگرامیمون یه شور و هیجانی به پا کرده بودم اساسی.قدیمیا میدونن چی رو میگم.

7نفر از بچه های دبیرستانیم که گروه داریم و گاهی جمع میشیم و حرف میزنیم.

دیشب و پریشب من خوابم نمیومدو رفتم تو گروه و هی سربه سرشون میزاشتم.سمیرا گفت چیه خاتون چرا انقدر بیشور شدی ؟؟؟منم میگفتم چون بیشورم.

دیشب که داشتم حرف میزدم اینا یواش یواش سروکله شون پیدا شد.بهشون میگم خفاش ها.انقدر که دیر میان.

خلاصه نجفی گفت خاتون راسشو بگو چی شده که 2شبه میای گروه؟؟؟تو رو بکشی هم 12 به اونور نمیایی.حالا چی شده که ساعت 1 شده اما تو بیداری نکنه عاشق شدی؟

این دیگه شد سوژه.بعد من گفتم عه عه عه نکنه چون خوابم نمیاد نشونه ی عاشق شدنه؟؟؟بچه ها گفتن آره.اولیش بی خوابیه دیگه چه حالت هایی داری خاتون؟؟؟

گفتم والا یه حسی دارم مثل دل درده.هی میگیره هی ول میکنه.شمام اینجوری بودین وختی عاشق شدین؟؟؟همشون از این شکلک های خنده فرستادن و نوشتن آره مام اینجوری بودیم

بعد نوشتم حالت تهوع و سر درد چی؟؟؟انگار تو دلتون داشتن رخت میشستن؟؟؟

سمیرا نوشت خدا خفه ات نکنه اینا چیه میگی

حالا از کی عاشق شدی؟؟؟طرف کی هست؟؟؟کجا آشنا شدین؟؟؟

نوشتم والا بعد از شام این دل دردها یهووو هجوم آوردن بهم و هی میگیره هی ول میکنه کشک بادمجونم خوردیم اتفاقا جاتون خالی خیلی هم خوشمزه بود شاید از کشکش باشه.

بعد نوشتم والا یه بار تو خواب دیدمش فرصت نشد باهم زیاد حرف بزنیم.سری بعد دیدمش میپرسم.

وااااای ترکیده بودن از خنده. نوشتم آب نباتم خوردم هاااا.ولی خوب نشدم.حالا باز خوبه شما گفتین عاشق شدم یه دوساعتی بود فکر میکردم سرطان گرفتم.

نیاز نوشت بمیری خاتون آخر شبی الان میگن دیوونه شدن دارن میخندن.به فکر خانواده مام باش خووو.بیشور انقدر نخندونمون.

گفتم باور کن من کاری ندارم که نجف گفت عاشق شدی

بعد برام از این آهنگای عاشقی و اینا فرستادن بعد من مثلا احساساتی شدم نوشتم نجف چی شد که اینجوری شد؟؟؟ا ونم معلوم بود جا خورده نوشت چطوری؟؟؟نوشتم عه ببخشید منظورم این بود که چی شد که عاشق آقاتون شدی تورو کی زد؟؟؟ خدا زد عاشق شدی؟؟؟

ینی میتونم تصور کنم اونجا بودم خفه ام میکرد.گفت خااااااتون بگیر بخواب بیشوووور.

نوشتم بچه ها به نظرتون کی منو زد؟؟؟خدا زد؟؟؟آخر عمری عاشق شدنم کجا بود؟؟حالا بگین ببینم طرف کی هست؟؟من دیدمش؟؟؟

فاطمه گفت خاااااااتون مسخره کردی ما رو بگو دیگهههههههه.

نوشتم نه باور کن .من کلا نمیدونستم دل درد گرفتم ینی عاشق شدممن از شما ممنونم که منو آگاه کردین.اونوقت با شیمی درمونی مشکلم حل میشهههههشما گفتین خووووواینا نشونه عاشقیه.خب بگین طرف کی هست!!!من حقمه بدونم..  سهم منه..  مال منه.. 

ینی بد وبیراه هایی بهم گفتن روم نمیشه بنویسم.

 بعد نجف گف قصه بگم بخوابی.برو بکپ دیگهههههه.

نوشتم آره بوگو.قصه شیرین و فرهاد ....لیلی و مجنون....بیژن و منیژه....ینی اون قدیما هم عاشق میشدن ینی دل درد میگرفتن و هی ول میکردو هی میگرفت همراه با حالت تهوع...بابا عاشقی چه سخت بودهعاشق شدن چه چیزایی داشت من خبر نداشتم.الان یه سردردی هم گرفتم بچه ها عادیه حالم

سمیرا گفت خاااااتون بمیری .امشب تو چته چرا نمیخوابی.سرکاریم اساسی بچه ها این اصلا نمیدونه عشق چیه.

نوشتم نهههههه نرید.میدونم بخدا میدونم.عاشقی یه احساسی مثل دل درد و دل پیچه هی میگیره هی ول میکنه.سردرد و حالت تهوع هم داره.بلدم بخدا.مگه غیر از اینه.نکنه دروغ گفتین و من یه مرض دیگه دارم.فقط بگین خطرناک تر از عشقه؟؟

فاطمه گفت آره مرض سرکار گذاشتن ما رو داری.بیشوووور کصافط برو بگیر بکپ.اینا یه احساس زود گذره.کشک بامجونتون کشک بادمجون نبوده.تو عمرا عاشق بشی.بچه ها جمع کنین بریم.این معلوم نیس چی زده همچی سرحال و مام ساده داره سربه سرمون میزاره

منم گفتممممم نههههههههه نرید من تازه با این احساس آشنا شدم نامرداااا.

بعد دونه دونه شب بخیر گفتن رفتن کصاااافطا و منو با احساس جدیدم تنها گذاشتن.

فقط یه نفر سفت و سخت آنلاین بود و بعد اینکه همگی رفتن بکپن گفت ...همچی با احساس..خاتووووون همه رفتن بیا بو گو عاشق کی شدی؟؟؟من درکت میکنم.من از حرفات فهمیدم عاشق شدی و قصد پنهان کردنش رو داری

یهو من این شکلی شدم

یا خدا من چی بگم بهت.باوا اینا همش شوخلوخ بود.

سفت و سخت میگفت بگو خاتون.دردو دل کن.عاشق شدی گناه که نکردی.چی میشه مگه.

هی من قسم میخوردم باور کنه شوخلوخ بود الا و بلا میگفت چرا داری دروغ میگی؟؟؟من خودم عاشق شدم حال تو رو میفهمم.

بعد من نوشتم برای توام از دل پیچه و اینا شروع شد؟؟؟

بعد از این شکلکا فرستاد و گفت خعلی بیشووووووری مسخره ام کردی

گفتم نه والا.تو میگی بوگو منم دارم میگم از کجا شروع شد دیگه.

اونم یه چند تا بدو بیراه گفت و رفت خوابید.

کصافط شب بخیرم نگفت

 امروزم آنلاین بودن رفتم گفتم خاتوووون عاشق اومده دونه دونه صحنه روزگار تلگران رو همراه با بدو بیراه گفتن به من ترک کردن

آقاااااااا من چه کنم که عاشق شدم و با این احساس جدید چطور کنار بیام آخههههه

نظرات 11 + ارسال نظر
بانو جمعه 22 آبان 1394 ساعت 21:29

چی بگم

واقعا چی میشه گفت
مسئولین باید رسیدگی کنن
آدرس میزاشتین بانوووووو

بهار جمعه 22 آبان 1394 ساعت 22:06



از دست توووو...اره از همون دل پیچه شروع میشه....حالا عاشق کی شدی؟؟؟؟:

واقعا؟؟؟؟؟
والا تو خواب زیاد قیافشو واضح ندیدم

. جمعه 22 آبان 1394 ساعت 22:31

من که میدونم عاشق شدی
خب بگو کیه
بزودی که واقعیشو ببینی نه تو خواب
سلام یادم رفت
سلااااام خاتون جان نه همون پروین بانو

عاقا تو خعلی باهوشی

از کجا دونستی آخههههههه
سلااااااااام آذررررررر جووووووون
راحت باش.دوس داری بگو خاتون عزیزم

. جمعه 22 آبان 1394 ساعت 23:03

عادت کردم بگم خاتون :))

بگو عزیزززززززم
من خودمم به اسم خاتون عادت کردم.برای همین اسمم رو پاک کردم.
تو بگو خاتووووووون

مسافر شنبه 23 آبان 1394 ساعت 00:18 http://sensor2.blogfa.com

عاشق شدنت به آزاد بودنه آدرست ربطی هم داره؟؟!!
ولی خب انشالا مبارکه خانوم ماهم دعوت..

واویلااااااا نکنه راستونکی عاشق شدممممم.
همش تقصیر اون کشک بامجونه بودهااااا
نه ربطی نداشت عزیزم
هنوز دودل بودم اینجا بنویسم یا برگردم بلاگفا

مسافر شنبه 23 آبان 1394 ساعت 00:22 http://sensor2.blogfa.com

راستی برام جالب بود که گفتی پارسال هم همین حرفارو درباره پائیز زدم این نشون میده من هنوز عوض نشدم
عجیبه!
بازم ممنون.

عاره فک کردم میخای بگی جالب بود که من انقدررررر یادمه
منم ممنونم از شما

بابا جان شنبه 23 آبان 1394 ساعت 08:21 http://http://farhadmehrbina.blogfa.com

سلام صبح بخیر خاتونم عشق و عاشقی رو مسخره نکن اگه روزی گرفتارش بشی بدجور تلافی می کنه ها از من گفتن بود

سلام صبح شمام بخیررر
چشششششششم.بچه ها دست گرفتن حرف منو

یه دونه شنبه 23 آبان 1394 ساعت 10:35 http://WWW.bi-esm55.blogfa.com

حالا راستشو طرف کی هست؟!

والا خودمم نمیدونم

مجتبی شنبه 23 آبان 1394 ساعت 20:24 http://everything-i-am.blogsky.com/

سلام، بقول دوستتون اون بالا « چی بگم »
اگه بحث عشق، جدی بود خب حرفی بود برای گفتن ولی الان
همون چی بگم را باید گفت
البته ی موردم اضافه کنم برای شخص من ساحت عشق خیلی
مقدس هست، و البته عشق نه هر حسی شبیه اون
مثلا عشق حقیقی به معبود یا در نمونه ی زمینیش عشق مادری و در موارد بسیااار نادر، عشق بین دونفر

شاد باشید

سلام.
ممنون از حضور و نظرتون

محمد علی شنبه 23 آبان 1394 ساعت 20:39

سلام خاتون خانم.
شبتون بخیر و شادکامی حقیقتا منم نمیدونستم عاشق شدن هی میگیره هی ول میکنه
بازم ممنون ازاینکه خنده رو به لبهای ما آوردید
عشق چیز خوبیست.......!جدای از این حرفها.

سلام سید
منم نمیدونستم نشونه هاش اینه
بعله چیز دیگریست

ف سه‌شنبه 26 آبان 1394 ساعت 21:09 http://harfhaye-man1.blogfa.com

سلااااام:)

فقط میتونم بگم خخخخخ!

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.