بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟
بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟

گلدیممممممم

یوهوووووووووووو من گلدیمممممممم
بذارین بگم چی شد .
چه شب بارونی بود اونشب.اصلا کیف میکردم بارونو میدیدم. وسط راه یه آشی هم زدیم تو رگ.چه چسبید تو اون هوا.آش رشته نذری اوففففففففففف چه خوشمزه هم بود
آقو همینکه پام رسید به خونه گفتم "سا" برو درساتو بیار ببینم کجای کاریم
"سا"دقیقا همون جلوی در خشکش زو د و قیافه اش اینجوری شد
بعد یه نگاه کمک خواه به پدر و مادرش و نگاه اونا که کاری از دسشون برنمیومد و یهووووووووو "سا" اینجوری شد
ینی یه جوری جانسوز گریه میکرد که دل سنگ براش آب میشد.هی میگفت عمه بخدا من همه مشقام رو نوشتم خونتون که بودیم.
اصن یه جوری جانسوز گریه میکرد من داشتم تحت تاثیر قرار میگرفتم و یواش یواش داشتم این شکلی میشدم
ناگهان نیروی در من نهیب زن عمههههههههه عمه باششششششششش.گولشو نخور و من سریع خودمو و جمع و جور کردم و گفتم "سا"من گول اشکهاتو نمیخورم.3صفحه دیکته میگم برای ارزیابی ببینم چقدر جلوییم.خلاصه که گفتم و به زور شد دوصفحه و نصفی. خدایی حساب کار دستش اومده بود و 4تا بیشتر غلط نداشت.برای اینکه نگم خیلی خوب بوده یه امضا کردم و نوشتم 4غلط بیشتر دقت کن عمه جان. گفتم معلمشون ببینه عمه اش اومده و خیالش راحت شه.خخخخخخخخخخخخ
خلاصه حسابی از اول مهر درساشو خونده بود که زیاد کتک نخوره ازم و تا میرسید میشست پای مشقاش.
دیگه نگم که زن داداشمم به همه وعده هایی که داده بود سفت و سخت عمل کرد و بستنی از 5وعده فراتر شد روم به دیوارررر
تازه مثلا زیاد اصرار نمیکرد همش میگفت من میترسم بهت تعارف کنم و این حرفا ولی در عمل پدرشکم منو درآورد.
واااااااااااااااای خدا من چرا انقدررررررر عاشق خوراکی اونم از نوع پفک و بستنیشم؟؟؟؟
لطفا مسئولین پاسخگو باشن.
خواهر شوور بازی در نیاوردم هااااا.یه روز جاتون خالی سوپ شیر درست کردم محشررررررر.انقد خوشمزه بود ینی.یه روزم کوکو ماکارانی که اصن یه چیزی بود واسه خودش.جای همه تون خالی بسیار دلچسب و خوشمزه بود.عکسشم تو پست پایین گذاشتم.
دیشبم تازه بعد از ساعت 1رفتیم بیرون جیگرکی
سفت و سخت میگفتم من خوش گوشت نمیخورم و از جیگر متنفرم.
آقو چقدر خوشمزهههههه بود.واقعا ترکیبش خوشمزه بود.کار به دوباره کشید و چقدرررررر اون لحظات قشنگ بودن خخخخخخخخ
جاتون خالی.تا برگشتیم ساعت3شده بود.
فکر کن سالار میگفت عمه نروووووووو بمون خونمون.
آخه هرشب براشون قصه میخوندم.افسانه های کرمانشاه.خیلی قشنگ بودن.یه شبم برای داداشم کاری پیش اومد رفت بیرون و من براشون یه قصه ترسناک خوندم از جن و اینا.آخر شبم که بود..آقو تا یه صدایی میومد "سا"و زن داداشم از جاشون میپریدن.منم که استادم تو اینجور قصه تعریف کردن ها.یک جــــــــــــو میدادم که بیا و ببین.اوففففففففف خیلی اونشب خندیدم.گرخیده بودن و منم هی میترسوندمشون.
دیگه اگه بخوام مفصل بگم سه روز باید بشینید و بخونید.
همین دیگه .امروزم اومدیم خونه.

نظرات 21 + ارسال نظر
پرستش جمعه 15 آبان 1394 ساعت 19:15 http://khoda15.blogsky.com/

خوشحالم خوش گذشته عزیزم ...انشاالله همیشه به خوشی باشه...

ممنوووونم عزیزم
سلامت باشی

بهار جمعه 15 آبان 1394 ساعت 19:52 http://likespring.blogsky.com

خوش گلدییییییی....
چقدر خوب که خوش گذشته...همیشه شاد باشی و بخندی....عمه خانوووووم

ساقول
ممنوووووووووونم.
آقا چرا انقدر عمه رو یه جوری میگین آخهههههه
من همه خوبیم

محمدعلی جمعه 15 آبان 1394 ساعت 19:59 http://tamameman64.blogfa.com/

سلام پروین خانم.
خوش اومدید.اینهفته خیلی سرم شلوق بود.اما گاهی سر میزدم به وبتون.
سوپ شیر بی نظیره.اما کوکو نخوردم.داشتید عمه بازی در میاوردید همون اول؟

سلام سید
هفته هاتون شلوق خخخخخخخ نه شلوغ
دوتاشم خوشمزه س لامصب
آقوووووو آخه من کجا عمه بازی در میارم؟؟؟من صلاح بچه ها رو بیشتر میدونم تا خودشون

محمدعلی جمعه 15 آبان 1394 ساعت 20:04

شلوق
اشتباه نوشتم.

اوهوووووووم.اونم چه اشتباهی

Shanay جمعه 15 آبان 1394 ساعت 20:48

از یه مهرماهی بعیده اینکارو در حق برادرزادش بکنه
کوکوی ماکارونیو چطور درست میکنن تا حالا اسمشم نشنیدم و مال کدوم استانه؟

مهر ماهی ها کلا رئیس به دنیا میان.
بابا کاری نکردم که مجبورش کردم درساشو با دقت تر بخونه.
یه طوری
نه برای استان خاصی نیس

سمانه جمعه 15 آبان 1394 ساعت 21:23 http://sohrab40.blogsky.com/

الهی

چرا بچه رو اذیت میکنی

مجتبی جمعه 15 آبان 1394 ساعت 22:54 http://everything-i-am.blogsky.com

سلام سلام, خوش برگشتین
به به عجب سفرنامه پرشور و خوشمزه ای نوشتین
خوش باشید همیشه

سلام سلام
مثل شمالی ها گفتین هااااا
اوهووووووم.خوشمزههههههههه
ممنووووووون

سلام عزیزم،همیشه به خوشی
عمه بودن خیییلی خوبه،من که عاشق عمم...
یه بار بنده همچین زن داداشمو ترسوندم و قصه ی جن و پری واسش تعریف کردم که هنوز که هنوزه وقتی میاد خونمون دایم ذکر بسم ال...ورد زبونشه:)

سلام خانمممممم
عارههههه برادر زاده های منم خیلی منو دوس دارن متاسفانه من خودم عمه ندارم.هر از گاهی فک میکنم کاش عمه میداشتم یه کم گیس و گیس کشی راا مینداختیم
دمت گرم

مارال شنبه 16 آبان 1394 ساعت 07:06 http://maralvazendegi.blogfa.com

دم تو و زن داداشت گرم.خیلی باحال بود

دم شمام گرم
شماهم خعلی باهالی
ممنووووووون

بابا جان شنبه 16 آبان 1394 ساعت 11:50 http://http://farhadmehrbina.blogfa.com

سلام خیلی خوشحال شدم که سر زدی بلا نگرفته خوب به شکمت می رسی ها حالا که آدرست آزاد شده پروین هستی یا خاتون یا یاسمن ؟

سلامممم بابا جان
عارهههههه باباجان.همش تقصیر این زن داداشمه وگرنه من؟؟؟؟نمیدونم اصن خوراکی چی هست
جز یاسمن هر چی دلتون میخواد.و میدونم که دوس دارین خاتون صدام کنین.
شما خاتون صدام کنین

علی.ali شنبه 16 آبان 1394 ساعت 14:26 http://donyababa. blogfa.com/

سلام
شما در نوشتن و زیبا نوشتن تبحر دارید که من هیچ استعدادی ندارم

سلام
نفرمایین جناب کارگر.کسی که بتونه شعر بگه حتما تو نوشتن هم موفق هستش.منتهی دیگه خودتون صلاح میدونید که بیشتر شعر بگید تا بنویسید

یه دونه شنبه 16 آبان 1394 ساعت 18:26 http://WWW.bi-esm55.blogfa.com

سلووووووم خوش اومدب خاهر.
خداروشکر ک خوش گذشت.بت افتخار میکنم عمههههه

سلاااااام بگیه دونه جووووووون کاشونی
درت عمه.
اصن خودت عمهههههههههه ای
من عمه ام

امیر شنبه 16 آبان 1394 ساعت 21:47 http://tanha4all.blogsky.com

وه اوه بیچاره بچه از دستت چی میکشه خوب خوبه یکی این کارو با خودت بکنه اخه خوشت میاد مردم رو میترسونی

به اعصاب خودت مسلسل باش
شما غصه اونارونخوررررر
اونا عاشق منن.
عاره ...خدایی اگه عمه داشتم راضی بودم باهام اینکارارو کنه و کلی مهربون مث خودم باشه.

vahid یکشنبه 17 آبان 1394 ساعت 15:57 http://vahidmahmoodiyan.blogsky.com

سلام
یه سلام دارم خدمت اون عمه ای که یک ماه از مهر گذشته بچه داداشو میچِزونه
عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه سلام

واقعیت نوشت :
این پست از واقعیت های یک عدد عـــــــــــــــــــمه است که همش خونه داداشِش تِلِپِس و یه ریز در حال لومبوندَن و بچه برادر را اذیت کردنِس
میری خونه فِک کنم بگن به مهمون اومَدِس از بس تِلِپی اینطَرَف اونطرف


ان شائ الله که همیشه در کنار خانواده و برادر گرامیتون مسرور باشید.
دلتان گرم صفای حضرت حق
مستدام باشی خاتون

سلام
منم یه سلام دارم خدمت برادر اصفهونــــــــــــــــــــــــی
همینجوری گفتمتو خود بخوان حدیث مفصل را
حالا خوبه تو بـــــــرادر واقعی من نیستی وگرنه به محض اومدن من به خونتون یه ورت بی حس میشد و سکته ناقص میکردی
تا کورررررشود هر آنکه نتواند دید
کور شدی العان؟؟؟
مال برادر راستونکیم رو خوردم مال تو رو نخوردم که خسیس
عارهههههاینبار مامانم منو دید گفت خاتون خودتی؟؟؟چقدر عوض شدی
بعد از یک سال رفتم خونه داداشم یه هفته موندم کجا اینجا و اونجا تلپ بودم نامرررررد.
خوب برای باجیت حرف در میاری هااااااخدارو شکر داداشم یک از ده هزارم شبیه شما نیست.

ممنوووووونم

فاطمه یکشنبه 17 آبان 1394 ساعت 21:37

هزار بار بت گفتم بابات بیاد منو بگیره اونوقت 3تایی میرفتیم با تو دختر گلم و عروسم دورهمی خوش بودیم.والاااااا.
تو چقد بخیلی دختر


هزار بارش بهش گفتم نمیگیرتت دیگه چیکار کنم آخههههه
آخخخخخخخخ چه خوشی میگذشت
من؟؟؟
بخیل؟؟؟
بروووووووو از خدا بترررررس دخترررر

فاطمه یکشنبه 17 آبان 1394 ساعت 21:44

آهااااان یادم رف بگم .اونسری بم چی میگفتی کصافطططططط؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عمه بودن حق تو
عمه بودن سهم تو
عمه بودن مال تو
تو که بیشتررررررررررررر از من عمه ترییییییییی عمه خانممممممم
چی کار داری بچه رووووووووو

درتتتتتتتتتتتتتتتت
تو عمه ترررررررری توووووووو

. دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت 15:31

سلام خاتون جان
خوبی رسیدن به خیر
بچه اینقدر ازت حساب میبره؟ :)
کوکوها نوش جانت :))

سلام آذر جووووووووون.
خوبم تو چطوری؟؟؟
اینقدینی ازم حساب میبره
هوووووم ممنووووون.جای شما خالی

فاطمه سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 11:15

سلام.
تا دیشب فکر میکردم تلگرامتو حذف کردی اما الان که زنگ زدم کلا گوشی خاموشه!!!
یه خبر میدادی!!! نکنه اتفاقی برات افتاده؟ یعنی از دیشب تا حالا به وبتم سر نزدی؟
کاش بیای اینجا و پیامم رو بخونی..

سلام.
ببخشید .حق داری یادم رفت.
ببخشیدددددددد

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 16:01

راستی دیروز یادم رفت بپرسم گلدیم یعنی چی
یالان که خوندم گفتم شاید معنیش اومدم باشه.
خب "خوبی " چی میشه؟؟
میخام ازحالا بیام وبت بجای خوبی ترکی بهت بگم :))

گلدیم یعنی اومدم
خوبی میشه =یاخچیسان

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 16:13

إ چه زود جواب دادی مرسی
راستی منم بالخره بسته اینترنت گرفتم :))
چقدر سخته.
بازم بنویس من زبان ترکیو دوس دارم
مخصوصا وقتی با لهجه خاصی صحبت میکنن
تشکر چه میشه؟؟

داشتم آخه مطلب جدید بزارم.برای همین زودپیامت رو دیدم
میشه ساقول

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 16:34

چوخ ساقول
درست گفتم؟؟

بله .یعنی خیلی ممنون

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.