"د" ما دوسالشه.هنوز نمیتونه حرف بزنه.مثلا میگم "د" بالام،یا دانی،یا دانی آل،یا دنیل ...در جواب من که میخواد بگه بله میگه هه یا ها یا آ و با اینا نشون میده که میگه فهمیدم منو صدا میکنید.یکی از تیکه کلامای منحصر به فرد من اینه که خیلی درد میگم و د اخرشو تلفط نمیکنم و میگم درت.
هر بار که دانی میگه ها میگم درت هی اون میگه ها هی من میگم درت.
تا اینکه دیشب رفتم خونه داداشمینا.من اون یکی اتاق بودم و زنداداش و دانی یه اتاق دیگه.صدای جابه جایی ظرف میومد و یهو صدای افتادن سینی اومد و پشت بندش صدای زن داداشم که میگفتم" د" برو بیرون ببینم.زود باش .اونم بدون اینکه ها و آ کنه برگشت گفت درت .درت. درت
اول کلی خندید و گفت بچه پررووووو.ببین چی داره میگه.عمه اش کم بود خودشم اضافه شد.اونم پشت سر هم میگفت مامان درت.مامان درت
زن دادشم میگفت بیا تحویل بگیر بچه اتو
زن داداشمم گفت درت تو دلت دوباره اون گفت درت.منم اون اتاق داشتم قهقهه میزدم هااااااا.آخه یهویی گفت بعد از مدتها که ها هه هو... اینا میکرد.حالا از دیشب تا حالا مخمونو خورده ینی.
همش درت درت میکنه.پسرررررررر من است دیگر.
+++امسال خوشحال بودم تا دیشب که برخلاف سال پیش که هی تند تند و خفن سرما میخوردم امسال خوشبختانه مریض نشدم.دیشب رفتم بالکن و اومدم و لرز من را در نوردید.امروز صبح که بلند شدم و صدام گرفته و گوشامم گرفته بود شصتم خبر دار شد که سرما خوردم.سرفه های خشک .عطسه که میکنم هاااااا انگار حنجره ام پاره میشه.بعد با خودم گفتم منو کی زد؟؟؟ خدا زد؟؟؟
+++الو الو صدا میاد.برای اون کسی که برام خصوصی پیام میزاره باید بگم.من اون خاتونی که فکر میکنی نیستم باوررررررر کن.حالا شاید تشابه اسمی و طرز نوشتنم شبیه اون باشه ولی من نه شما رو میشناسم ونه اون خاتونی هستم که فکر میکنی.عاره درسته تو بلاگفام وب داشتم ولی تا حالا شما پیام نزاشتی و منم نمیشناسمت.
+++آهاااااااان یه چیزی یادم اومد.دیشب تا دم دمای صبح داشتم با زن داداشم حرف میزدیم هی میگفتم بخوابیم هی میگفت یه چند دقیقه ای بشینیم بعد بخوابیم.بعد حرف از اینور و واونور شد گفت رااااااستی خاتون امروز که با "ع"(داداشش)رفته بودیم بیرون میدونی بهم چی گفت؟؟؟گفتم چییییییییی گفت؟؟؟گفت یه چیز خیلی سری هست و نباید به کسی چیزی بگی!!!
منم گفتم باشه بابا بوگو بینیم.گفت یه خاطر خواه پیدا کردی خفففففن.منم چون میدونم سربه سرم میذاره گفتم عاره بابا من خاطر خواه زیاد دارم چیز عادیه واسه من خخخخ
.گفت کصاااااافط من دارم جدی میگم
.منم گفتم خومنم دارم جدی میگم مگه شک داری گفت نه آخه فکرشم نمیکنی این کیه!!!گفتم پس حالا که فکرشم نمیکنم نگو اصلا.داشتیم از چی میگفتیم؟؟؟
بعد قیافه ش این شکلی شد گفت کصاااافط حداقل بپرس کیه؟؟؟گفتم باشه حداقل کیه؟؟؟
وووووی اینجوری بود قیافه اش
گفت بیشور میدونی کی رو کشتی از علاقه زیاد؟؟؟گفتم کی رو؟؟؟گفت" ک"
عاقو در اون لحظه هر چی فکر کردم" ک" کیه چیه فقط یکی دونفر رو یادم اومد که کوچیک بودن از خودم.
گفتم داره سربه سرم میذاره گفتم کصااااافط داشتی شوخی میکردی؟؟؟گفت نه به جون "د".امروز با "ع" رفتیم گفت "ک"از اون روزی که خاتونو دیده قرار از کف داده و هر بار منو میبینه میگه برو باهاش صحبت کن ببین از من خوشش میاد برم خواستگاریش.
بعد من اینجوری خندیدم گفتم عخیییییی اشتباه گرفته من اصلا "ک" نمیشناسم.گفت بابا فلانیه دیگه.پسر فلانی .من انقدرررررر فکر کردم گفتم جون خودم اشتباهی شده من اصلا ندیدمش!!!شاید" س" رو دیده؟؟؟زن داداشم گفت نه خل اتفاقا "ع"هم چون اخلاق تو رو میشناسه که به پسرا محل نمیدی گفته خاتون به پسرا رو نمیده من دختر خاله ام رو میشناسم.("ع"پسر خاله امه)شاید منظورت "س" اونم گفته نهههههه اون تپل تر از "س"
دیدید چاقی هم بد نیس منو با این مشخصات میشناسه.خلاصه بعد از تفکرات و نیم ساعت آدرس دادن فهمیدم کیه و کی منو دیده.مرداد ماه اومده بود بخاری ببره.بعد داداشم زنگ زد به من.منم داشتم کاری انجوم میدادم واز اینکه بهم گفته بود رفیقم داره میاد عصبانی بودم .گفتم بیا خودت بده به من چه.بعد با اخم و تخم هاااا رفتم بخاری رو نشون دوست داداشم دادم واونم بی سروصدا اومدو برداشت و رفت.همون یه بار منو دیده بود و از اون به بعد عاشق و شیدای من شده خخخخخخخخ.
حالا به قول ترانه من چی بپوشم؟؟؟؟
خدایی من راضی نبودم 6-7ماه در آتش فراق من بسوزههههبعد "ف"(زن داداشم)گفت" ع"به پسره گفته نه برو... نه اینکه خاتونو بهت میدن.اونم قسم و آیه که تو روخدا برو به خونواده بگو من برم خواستگاری تحمل فراقم تموم شده"
ع"هم از طرف من جواب رد داده.آخههههههه یکی نیست بگه پسر خاله تو دوکلوم با من صحبت کردی ببینی مزه دهن من چیه؟؟؟
منم گفتم به "ف"دستش درد نکنه.بهتر که جواب رد داد.بعد "ف"گفت همین؟؟؟ گفتم عاره دیگه چیز دیگه ای باید میگفتم؟؟؟
گفت اون بدبخت نریمانم اینجوری کردی رفت.هزار نفرو فرستاد از زیر زبونت حرف بکشن تو انگار نه انگار تازه داشتی براش دنبال زنم میگشتی گفتم نریمان کیه؟؟؟؟؟؟؟خخخخخخخخخخخ ینی در این حد عصبانی بود هاااااا
(نریمان پسر عمومه)
بعد خواستم صحبتو عوض کنم گفتم گفتی پسره فامیله؟؟؟
اصلا بدون اینکه چیزی بگه بلند شد چراغ و خاموش کرد رفت افق.خیلی رفتارش بد بود مگه نه؟؟؟
+++عرضم به حضور محترمتون که ...یه سال خیلی گندی رو پشت سر گذاشتم.گند میگم گند میشنوی از دل نازکترم اصلا. امیدوارم که سال جدید بر ای همه خوب باشه.
همین دیگه حرفی نیست.از سر بیکاری یه پست گذاشتم.
آقاااااااا من اعتراض دارم چرا شما انقدر تند تند و زود به زود پست میذارید؟؟؟دارم حسادت میکنم هااااآااا
آهااااا استی 4شنبه سوری آرومی داشته باشید و خطر نکنید.بیان خونه ما رو ببینن در جا دستگیر میشیم بس که چیزای عجیب غریبی برای 4شنبه سوری خریدن بچه ها.
+++راستی همچنان در حال خونه تکونی هستید؟؟؟ هیچی فقط خواستم بگم خداااااا قوووووووت
-----------------------------------------
-----------------------------------------
قرارمان باشد برای شب چهارشنبه ی آخر سال...
من می ایستم کنار آتش
و تو از دور نگاهم کن...
من کنار شعله ها برای تو می میرم....
و تو قهر سنگین ا ت را فراموش کن....
قرارمان باشد برای شب چهارشنبه ی آخر سال...
من چادر بر سر می کشم
و بر در خانه ات می کوبم
تو خودت را به نشناختن بزن
و کمی نقل در پیاله ام بریز
من فال گوش می ایستم
و تو برای آشتیمان نیت کن...
نمیخواستم پست جدید بزارم.ته این پست میذارم.
از بین صدها پیام برای چهارشنبه سوری از این بیشتر از همه خوشم اومد.
چهارشنبه سوریتون مبارک و حسابی بهتون خوش بگذره.خوشحالم که همچین مراسماتی داریم .
سلام و ظهر بخیر
عاره کامران هم داش تو این طوفان که از فراقی یکی دیگه میسُوخ میرفت از سر کوچه ترقه بیگیره برای شبی چارشمبه سوری،که یو هو یکی از فرشته هاشو دید... عاره و اینا...
با تعجب رَف جلو آ خودشُو بِش معرفی کرد...گُف:گفتی اسمت...
آها... تو همونی هسّی که هر بار بعد از یه زندگی سگی،
میگه سطح رقابتا خیلی بالا بود... درسته؟؟؟...
کامران گُف: عاره حالا اونوُ بی خیال... نخند!!!... داش میخندید عاخه...
بش بوگو مگه نگفته بود همیشه همرامه؟؟؟ اینجوری؟؟؟!!!...
برگشت گف: والا منم مث تو... کسی سر از کاراش در نمیاره...
حالا اسمتوُ می نویسم اون بالا کارتو پیگیری میکنم... راستی،
قرار نبود ما اینجا همدیگه روُ ببینیم؛ باهاس منو فراموش کنی...
کامران میخواس بِپُرسه این منشیش مجرده؟؟؟ چه جوریاس؟؟؟...
عاخه یه منشی داره در حد بَه بَه کم الله!!!...نذاشت بپرسه...
یهو یه وردی خوند و غیب شد... کامرانَم فراموشش کرد!!!...
شمام سعی کنین فراموشش کنین...عاره...
سلام.ظهر شمام بخیر.

ممنون از حضور و نظرتون.
سلااااااااااام خاتون عزیزم
وای من دلم عروسی میخادددددددد
یکم بیشتر روی این کامران فکر کن
سلاااااام عزیزم.
عه فقطططططططط به خاطر دل تو بیشتر فکر میکنم.بدبختی اینجاست پسر خاله جواب رد داده
انقدر بدم میاد میان از خودشون جواب رد میدن ایشششش
به پسر خالت تذکر بده واست زبون نباشه توی ان موارد
خخخخخخ درتتتتتت
گوششو میپیچونم
مبارکهههههههههههه .بزن دست قشنگه رووووووووو
تو چرا انقدر خونسردی آخهههههههههه
بیچاره زن داداشت.حتما کلی هم ذوق داشت لابد.به به اسمشم با کلاسه
جدی جدی داشتی برای پسر عموت زن میگرفتی؟؟؟؟؟؟؟
بدبخت از دستت چی کشیده
سلام خاتون.مبارکه.آقا به سلامتی عروسی افتادیم.حالا من چی بپوشم؟
اوخ اوخ یادت میاد همین تابستونم سرما خوردی
ایشالا که امسال سال خوبی داشته باشی.سال جالبی نبود
درررررررررت.آقو درست بخون خو گفتم که پسر خاله ام جواب منفی رو داده


عاره بابا خو نمیدونستم که منو میخواد منم داشتم دنبال زن میگشتم براش
میخواست اصن بزنه منو زن داداشم
ممنون ایشالا که شمام سال خوبی داشته باشین
قبول کن دیگهههههههههه
شاید دلت خواست ما رو هم دعوت کردی....
.والاااااااااااااااااااااااا
عاقااااااا الان که فکر میکنم میبینم قبول کنم و یه چن روزی تنوع ایجاد بشه از سراسر ایران بیایین دور همی خوش باشیم
برم یه صحبت با پسر خاله داشته باشم.
والااااااااا
خوندم کامل هم خوندم.برو به پسرخاله ات بگو حیا کن .نکنه خاطر خواه تو؟؟؟؟؟؟؟
برو بهش بگو یه بار دیگه کامی گفت بگه باشههههه قبوله
خاتون من دلم عروسی میخواد خوووووووو
ببینم گوششو میپیچونم.بی تربیوت

اصلا عاشقتونم انقدر به فکر منید.
نه بابا پسر خالم زن داره
میگم خاتون باد به گوش عاقوووووووووووو فرهاد نرسونه
فرهاد بفهمه خون تورو میریزه
واویلا خاتون واویلااااا
راستی قرار بود عکس دانیال رو بزاری.فکر نکنی یادم رفته.
نوه گلم
خدا لعنتش کنه عاقو فرهاد روووووووو.
هنوز دست از سر من برنداشته.کصافط.
غلط کرده.میخوام فقط بیاد ببین چطور خونشو بریزم
راستی خونه داداشمینام نمیتونم اپلود کنم عکسش رو.
باد به گوش مامانم نرسونه به نوه اش میگی نوه ام
باشه.....در حین صحبت کردن سعی کن مخشو بزنی.. حداقل ما که میتونیم دور هم جمع بشیم......
حالا اگه به شیرینی خورون ختم بشه که عالییییییییییییییییی میشه.....والااااااااااااااااا
حرف نزده مخش زده شده.

عاره بابا مهم دور هم جمع شدن و خوش گذروندنه دیگه
نه دیگه یهو بیایید عروسی.از این سوسول بازیا نداریم والاااااااااااااااا
آقااااآ من یکی دوساعت نبودم بله رو دادی مگه؟؟؟؟عروسی گرفتید بی من آخههههههههههه.نامرررررررردا.
منم میااااااااااآم
عروس کوجاااااااااااااااایی
عارههههههه



بچه ها گفتن دور همی جمع شیم مام که خراب رفاقت گفتیم باشه
ینی خوشم میاد ازتون همه تونم پایه.اینهمه حرف نوشتم فقططططط گیر دادین به موضوع کامران
من اینجاااااااااااام
همه دعوتن همهههههههههههههه
خاتوووون یه طومار واست نوشتم پرید
البته از آنجایی که جنابعالی شخصیتی بس کاریزماتیک میدارید بنده به افحاش(فحش ها)ی شما نیز علاقمند میباشم مخصوصا آن وقت هایی که میفرمایید:"لعنتی"دلمان غنج میرود
و احتمالا این آقا کامران هم مثل من یکم چیزه
میتونه حسمو درک کنه
بعدشم گفتم ای پسر خاله ی بد
بعدش خطاب به خودت گفتم هنوز دیر نشده از طریق زنداداش اقدام کن
و در آخر فرمودم یه حس غریبی بهم میگه تو هم شصت و نهی هستی درسته؟
بذار دوباره فکر کنم ببینم یادم میاد؟
بله داشتم میفرمودم دست ننم دردنکنه با این تدریس نمودنش بچه با ناسزا زبون باز کرده
اگشال نداره عزیزم.




بابا *درد* اصلا فحش و ناسزا نیس بخداااااااا.کجاش فحشه؟؟؟
واااای تو چقدر باشعوری از من تعریف میکنی آخهههههههه. لعنتی هم فخش نیست
دررررررررررد اصلا.خیلی هم آقا و متین و خلاصه همه چی تمومه و چیزم نیست
باشه امشب باید با زن داداشم به طور جدی بحرفم
حس غریبت بهم دروغ گفته.عایا خودت 69 هستی؟؟؟؟
بلی من 69میباشم
شوهر مثل من داشته باشی دیگه چی میخوای؟
خوب خوبه کههههه مثل من باشه دیگههه
وای یه لحظه احساس کردم پسرم دارم مختو میزنم
عه من چرا فکر میکردم تو دهه هفتادی هستی


در حدو حدود 78-79در این حد ینی جوون موندی
درددددددد.مخمو زدی رفت
آدرس لطفا ....
بزار اول جوش بخوره بعد عجله نکنید.من حواسم بهتون هس
ینی ادبیاتمم مثل قیافم بیبی فیسه
ماااماااان
باور میکنی ؟چند روز پیش چندتا بچه راهنمایی که البته حالا فکر میکنم شده شیشم هفتم تو کلاس زبان گیر داده بودن که تو توی مدرسمونی
ای جووونم بی بی فیس
عاره باور میکنم.منو خواهرمو با هم میبینن با اینکه من کوچیکترم میگن تو بزرگتری.
بیشورن دیگه بیشووووور
سلام
خوبی خاتون ؟
جغد شبو درت
جغد شبو مرز
اِ وا خاتون
چرا ردش کردی ؟
حالا من لباسمو کجا بپوشم ؟
میگم خاتون
ما هم یه بخاری قراضه داریم به کامران بگو بیاد ببره
بیا بریم یه خمره بخریم دوتایی بریم توش لیته ی خوبی میشیم
من که مثل خودت تنبلم . اصلا نمیدونم طند چطوری مینویسن !
تازه
مطالب دو خطی من کجا و پرچونگی های تو کجا
نسل کفترها منقرض شه یقه ی تو رو میچسبم خاتون
سلام ترانه خووووبم
ترانه جغد شب است.وقتی ما همگی خوابیم او بیدار است

ترانه درت ...ترانه درت
باشه بزار ببینمش بهش میگم.
عاقاااااا من کجا پرحرفم عاخه؟؟؟ حرف نزنم میمیرم کهههههه
سلام خاتون خانم.
آخه همچین تجربه ای هم من دارم منتهی برای یکی از خواهرانم.
باز چه خبره اینجا؟ یک خواستگار دیگه؟ باید زودتر دست بجونبونیم دیگه
شوخی کردم شوخی .خشمگین نشید
خب به سلامتی.چرا نزاشتن پسرخاله تون خود کامران با شما صحبت کنه؟هر چند من خوشم اومد از کارش
انشاالله زودتر سرما خوردگیتونم خوب بشه و سال پر از خوبی و برکت داشته باشید .مواظب خودتونم توی چهارشنبه سوری هم باشید.
سلام .
خبری نیست همه اش کذبه.
ایشالا شمام سال خوبی داشته باشین.
ممنون
خدا حفظش کنه دانیال رو اوه اوه پس حسابی خاطرخواه داری
ممنونم.
نه بابا شایعه ست
قرار بود آدرس بدی بیاییم دور هم جمع بشیم خووو
بعد اگه جوش خورد شیرینی هم بخوریم اگه نه که اصل همون دور هم بودنه که انجام شده ....والاااااااااااااا
آهاااااان کلا همگی با هم قراره مخشو بزنیم

من فکر کردم قراره عروسیم صداتون کنیم
والاااااااااا
دوووم
دوووووم
تهققققققق
تهووووووووق
چهاشنبه سوریت مبارک
روزات خوش و شاد و زیبا
ممنونم عزززززززیزم.
سلام
کاش پست جدید میذاشتیش
چی میشد ؟
چارشمبت صوری مبارک نباشه
واقعنی مبارک باشه (*¯︶¯*)
کم آتیش بسزون >_<
چیزی نمیشد.حوصله پست جدید گذاشتنو نداشتم.
بالاخره مبارک باشه یا نباشه؟؟؟
به هر حال ممنون.
چششششم.
چرا حالا اینجوری تاپیدی؟؟؟اصلا تو کی هستی ؟؟؟ترانه ای واقعن
سلام خاتون خانم.ببخشید من واقعا شرمنده ام.
چهارشنبه سوری شما هم با تاخیر مبارک
انشاالله که حسابی بهتون خوش گذشته باشه
هوم
تایپوندنم مگه چطورش در رفته ؟!
خود خودشم نیگا---> (*¯︶¯*)
لباس عیدمو پوچیدم اخلاقم از هم پاچیده ---> (*¯︶¯*)
هومممم
دیگه نمیشماسمت خاتون (*¯︶¯*)
وااااااااای چه زشتی توووووووو

دماغ و ابرو و دهن در هم پیچیده شده
منم تو رو نمیشناسم.تو ترانه ما نیستی
هیچم در هم نپیچیده
سرمو با خیلی مقدار زیادی غرور و اینا بالا گرفتم (*¯︶¯*)
تازه لپامم گل انداخده (*¯︶¯*)
0_0
ادم عشخشو تو در لباسی باچه میچناسه
شکلک بغض کردن و فین فین کردن در اثر گریه ی شدیییید و دماغ اویزون شده
عشقم عشقای قدیم
بهله دیگه این جوریاست.خاتون عزیز ما کلی خاطرخواه داره.بوسسس
مرررررسی
بله مراسم خود منحدم منهدم سازی
برای همینه که با ما هیشکی بر سره جنگ نمیایستد چراکه میبیند و میداند که ما خود انفجاری هستیم چه رسد به بیگانه
متوجه منطورتون نشدم
مراسم چهارشنبه سوری که تبدیل به چهارشنبه سوزی و انفجارهایی در سراسر نقاط شهر و نابودی منزل هایی میشود
منظورم این بود
چه بامزه میحرفید.
اوه بله بله استاد.گرفتیم منظورتان.خود رامشوش نکنید حالیا
سلام خاتون جان خوبی
خوشی بدون من :))
خیلی وقته نیومدم سه تا پست نخونده :((
سلاااااااام آذر جووون.
کجایی تو دختررررررر؟؟؟یهو بیخبر میزاری میری!!! سریع بگو کوجا بودی اینمدت که نبودی؟؟؟
خوندمش :))
خدا اقا دانیالو حفظ کنه با اون درت گفتنش :-*
من فکرمیکردم سنش بزرگتر باشه پس کوچولویه
خب چرا پسرخاله ردش کرد اخه ;-)
اون شرکت هایی هم که نوشتی درسته
از اون جمله خوشم اومد که مفهومش همین بود که گاهی اونقد ادمو شستسوی مغزی میدن و تو رودربایستی قرار میدن که آدم نمیدونه
چه تصمیمی بگیره
پست سومی نمیدونم چی بود
وبی فکرکنم درباره خونه تکونی بود
خوبی خونه جدید همینه :))
سال بعد نوبت شماست :))
شااااااااد باشی خاتونی و امیداورم 95 یکی از بهترین سال های زندگیت باشه
ممنونم.بابت وقتی که گذاشتی و خوندیشون.
امیدوارم توام سال خوبی داشته باشی.
سلام... پیشاپیش سال نو مبارک.....
سلام.
ممنونم.
چه فصل ها که یک به یک ،،غروب شد...نیامدی..
سلام دوست عزیز..
من و جمعی از دوستان یه ختم صلوات مجازی ترتیب دادیم.با این امید که نگاه
امام عصر آرامش لحظه هامون رو تضمین کنه...
شما میتونین به وبلاگ تشریف بیارین و تعداد صلواتی که در حد توانتونه رو اعلام کنین..
البته با چند تفاوت جالب نسبت به سایر ختم های دیگه...
.خوشحال میشیم حضور گرمتون این هفته با ما هم قدم باشه...
Khatm313.mihanblog.com
نوشتم اما پرید :((
خلاصه کلام نت نداشتم :((
آهاااان