بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟
بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟

پستی برای سوزاندن دل شما عزیزان.....خخخخ

این پست فقط برای سوزاندن دل شما عزیزان میباشد

خب راستش من خیلی قبل تر از امسال هم طعم کرسی گذاشتنو کشیده بودم.خیلی طعمش خوشمزه و لذیذه.البته اینم بگم که قبلا با ذغال میذاشتیم اونم دوسه روز.سالها پیش.خیلی بچه بودم..ولی اون دوسه روز تا به حال یادمه و هر وقت یادم بهش می افته احساس خوبی دارم.امسال انقدر به مامانم اصرار کردیم که بالاخره راضی شد و کرسی گذاشت.خب البته دیگه از ذغال خبری نیست.از این اصطلاحا بخاری کرسی ها  گذاشته.و البته اصلا مزه اون ذغال ها و بوی ذغال ها رو نمیده.اما همینشم غنیمته.

قبلنا مردوممون چقدر سخت زندگی میکردن اما دلشون چقدر خوش بود .

باری به هر جهت قدیمی ها بیشتر یادشون میاد کرسی گذاشتن رو.ما هم چن روز پیش که هوا خعلی سرد بود گذاشتیم و امروز که باز میخواستن جمع کنن من خواستم یه چن تا عکس بندازم.معلوم نیس که دفعه ی بعد کی کرسی بزاریم و البته برای دل خون کردن شما و حسرت کشیدن شما و نگاه های آرزومندی که با خوتون خواهید گفت آخییییییی کرسی.خوش به حال خاتون...کاش مام داشتیم و خلاصه اشک از دیده روان کنید و آه پشت آه و زاری کنید و موی بکنید و لباس ها را برتن بدرید(خاتون گاهی خبیث میشود یوها ها ها)

به هر حال از یک بعد دیگه نگاه کنید میبینید و با خودتون خواهید گفت خاتون تک خور نیست و از چیزهایی که لذت میبره برای ماهم میزاره که لذت ببریم


+++یه کمی دستکاری کردم که قدیمی تر و خوشگل تر به نظر برسه.دورشم هاله ای سیاه.

++++میبینید دیگه نیازی نیس بگم خوش سلیقه ام.

البته پتویی که روی کرسی میکشن خیلی بزرگتر از اینه.ماهم روی این دوتا پتوی دیگه میندازیم که برای گرفتن عکس اونارو برداشتم.



اصن اشک تو دیدگانم داره جمع میشه که چرا تا به حال متوجه نشدم چه عکاس قابلی هستم







البته ناگفته نماند از اینایی که چیدم فکر نکنید هر روز میخوریم.امروز مهمون ویژه داریم.وگرنه وای به حال من بیچاره میشد اگه میخوردم

نظرات 26 + ارسال نظر
بابا جان چهارشنبه 23 دی 1394 ساعت 15:37 http://farhadmehrbina.blogfa.com

خیلی زیبا بود لذت بردم

مریم چهارشنبه 23 دی 1394 ساعت 17:38 http://Mojarad6825.blogfa.com

خیلی خوشگل بود عکسات خاتون جونم...آخی کرسی...منم دلم کرسی خواست ولی بیشتر دلم از اون شیرینی دانمارکی ها خواست
شکموووویی بد دردیه...
لحن بیانت عالیه....پر انرژی مینویسی ،،،،به قول جوجه های جدید،،، بیگگگگگگگگگگگگگگ لایک

راس میگیییییی؟؟؟تو چقدر باشعوری آخهههه تعریف میکنی ازم
بله کلا این عسک ها رو گذاشتم برای دلسوزوندن
ای شکموووو.بد دردی رو خوب اومدی
اصن عذاب نخوردنش برابری میکنه با آتیش جهنم
وااااای اشک شوق اومد الان تو چشمم
تو خعلیییییییی باشعوری
ممنوووووووووونم

دوستانه چهارشنبه 23 دی 1394 ساعت 20:35 http://doostaneh7985.blogsky.com

به به خوش سلیقگی هم به باهوش بودنت اضافه شد
میگم برا خودت اسفند دود کن چشم نخوری
خاتون باهوش باسلیقه ی مردم آزار


عه وااااا شما چقدر باشعورین تعریف مینمایین از من آخههههههه
مردم آزاااااار
کی؟؟؟
مدرسان شریف
چی؟؟؟
مدرسان شریف
کجا؟؟؟
مدرسان شریف

گفتم منظورتون از مردم آزار من نبودم هااااا.آ دیدین راس گفتیدم

فاطمه چهارشنبه 23 دی 1394 ساعت 21:31

سلام.
الهی...الهی...کرسی...ای خداااااا.منم میخام کصااااافط.
بابا عکاس .خیلی عکسهای قشنگی انداختی.واقعا زیباست
واااااااای پرتاقال

سلام فاطمه جوووون
دلت بسوزززززززه
ممنووووونم.دوس داری پرتقال؟؟؟

بهار پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 00:23 http://likespring.blogsky.com

هه هه هه هه...ما هم داریممممممممممم...فکر کردی خیال کردیییییی
تازشم من قراره فردا شب برم زیرش بخوابماخه موقع امتحانا با حسرت نگاش میکردم به خودم وعده دادم بعد از امتحانا برم.حالا چرا فردا شب؟ چون بعدش جمعست و نمیرم سرکار و راااااحت میخوابممممم
فقط بی زحمت دو تا از اون شیرینیا رو رد کن بیاد

هه هه هه نامردااااا.کاش نداشتید یه کم دلتون میسوخت
به به چه شود. آسوده بخواب که خاتون بیدار است همی
گذاشتم تو اینا خشک نشه وسط راه.نوش جووووونت

ترانه بهار پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 03:03 http://taraneh-bahar.mihanblog.com/

سلام
عاشق کرسی ام . یعنی بی نظیره . خیلی کیف داره

فدا اشک دیدگانت
سقفو داشته باش خواهر

سلام ترانه بهاری
منم کرسی رو دوس دارم چه تفاهمیبه نظرت اونم مارو دوس داره
قربون یوووووو
ولی معنی سقفو داشته باش رو نفهمیدم

فروغ پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 07:11 http://dkhkh.mihanblog.com

چه عکسای دل آب اندازی انداختی خانووم عکاسا حال و هوای قدیما به به

بله من کلا از همه جوانب حیف شدم اصن
عه بودی قدیما مگهمیگم قیافه ات چیقده آشناست

مهر پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 14:35 http://rozhay-yek-dokhtarak.blogsky.com

خیلی هم قشنگ...
رفته بودم مهمونی خونه یکی از آشناها دیدم....دلم نخواست ک

خیلی هم ممنووووون
بد بد بد چرا دلت نخواست؟؟؟
نامردای حسودددددد

آذر پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 16:49

سلام خاتون عزیییز
چقدر حس خوب گرفتم از دیدن عکس
تشکر فراااااوون
خب بیشتر میچسبید که تکیه بدن به دیوار .من اون قسمتو انتخاب میکردم.

عجب فرش های زیبایی :))
ریز بین که میگن منم

سلاااام آذر جووووون
خوشحالم که خوشت اومده.
نمیشد به دیوار تکیه داد تنبل خانممممممم اونوقت نمیتونستیم تلویزیون ببینیم
بله بله خانم ریز بین چشماتون قشنگ میبینه.
البته نا گفته نمونه که موقع خریدشون من سلیقه به خرج دادم و درواقع سلیقه منه

ترانه بهار پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 17:34 http://taraneh-bahar.mihanblog.com/

سلام
ممنون از تعریفهات !
ببینم نکنه چون اینجا زیاد واست تعریف اوردن واسه منم با خودت آوردی ؟!

از عکاسیت تعریف کردی گفتم سقفو داشته باشی نریزه !
یه اصطلاحه موقع شوخی به جای اعتماد به نفس میگن به سقف ! بعدش میگن سقفو داشته باش نریزه !

کلا زدی اصطلاحو نابود کردی . بعضی چیزها وقتی توضیح داده میشن چقدر بی مزه به نظر می رسن !

اصلا شوخی که قرار باشه تفسیرش کنی که دیگه شوخی نیست !

خراب شد دیگه !

سلام حالا چرا انقدر عصبانی برام پیام گذاشتی؟؟؟
یک توصیح انقدر سخت بود عایا؟
من هر چی گفتم حقیقت بود .
منظورتو گرفتم اگه همون اول میگفتی اعتماد به سقفتو میگرفتم منظورتو. دیگه انقدر پرت نیستم که.!!!

آذر پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 19:01

دراینکه خوش سلیقه ای شکی نیست :))
اینقدر تنبلیم بارز بود که تو هم تشخیص دادی؟؟
تکیه بدن به دیوار
فیلم ببینن و تخمه بشکونن:))

عافرین به تو که انقدر باشعوری و سلیقه ام رو تایید میکنی
کاملاااااااا مشخص بود تنبل خانم
فیلم و تخمه رو خوب اومدی عجیبببببب

آذر پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 20:35

پس حسابی جای مارو خالی کن با تخمه خوردن
حالا اونجا خیلی سرده؟ هواش ابریه یا آفتابی خاتون جان

هی واااای من. درد منم اینه که نمیشه زیاد خوردددد میدونی باید رژیم بگیرم
نه همون روز جمع کردیم کرسی رو.این چن روز هوا خوبه.امروزم که حسابی بهاری بود.

آذر پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 21:13

کرسی فقط یه روز :))

نه چن روز بود که گذاشته بودیم .اون روز که عکس انداختم داشتیم جمعش میکردیم

امیر پنج‌شنبه 24 دی 1394 ساعت 21:24 http://tanha4all.blogsky.com

وای چه حالی میده زیر کرسی بخوابی

یه حال خیلی خوب

ترانه بهار جمعه 25 دی 1394 ساعت 03:09 http://taraneh-bahar.mihanblog.com/

سلام
یعنی موندم سرگردون چرا همه کامنتهای منو با خشونت میخونن؟
یعن یحتما باید شکلک خنده و غش و ضعف بذارم که معلوم شه دارم با شوخی میگم و نیشم تا بناگوشم بازه ؟!

ای بابا

اصلا هم کامنتم عصبای نبود
الان هم عصبانی نیست
فقط ناراحتم از این موضوع

واقعا از شکلک گذاشتن زیادی خوشم نمیاد . برای همین ساده می نویسم
اگه کامنتم ناراحتت کرد معذرت

سلام.دیگه نمون سر گردون.من کاملا لحن حرف زدنت اومد دستم.تقریب مثل خودم نیحرفی.قبلا اینجوری میحرفیدم میگفتن چقدر عصبانی میحرفی که در واقع اینجور نبود
بله بله درست میفرمایین.هرجور که دوس داری برام حرف بزن عزیزم.بدون شکلکم حرف بزن
ناراحتم که نه یه کم تعجب کردم عزیزم راحت راحت باش من بعد.متوجه شدم نوع حرف زدنتو
راستی من الان نگران خوابت شدمااااااا.

دوستانه جمعه 25 دی 1394 ساعت 11:40 http://doostaneh7985.blogsky.com

دل هوای روی ماه یار دارد جمعه‌ها
دل هوای دیدن دلدار دارد جمعه‌ها
صبح جمعه چشم در راهیم ما ای عاشقان
یار با ما وعده دیدار دارد جمعه‌ها
چشم های منتظر با اشک‌های عاشقی
هر نگاهش حرف‌ها بسیار دارد جمعه‌ها
آفتابا امرکن تا ابرها پنهان شوند
آسمان بر تابشت اصرار دارد جمعه‌ها
بی تو دلتنگیم جان مادرت زهرا بیا
بی تو دیگر حالت تکرار دارد جمعه‌ها
دلخوشم با جمله‌ای سرشار ازعشق و امید:
یار با ما وعده دیدار دارد جمعه‌ها

اللهم عجل لولیک الفرج

یه دونه جمعه 25 دی 1394 ساعت 14:48 http://WWW.bi-esm55.blogfa.com

این داستان خاتون پزمیدهد
منم گفتم کرسی بچینیم ولی فقط دستگاهشو داشتیم
نه پتوشو داشتیم نه چارپایه شو

این داستان دردددددد
خیلی خوب پیشرفت کردین.چیزی نمونده دیگه بشه یه کرسی توپ و درست و حسابی

ترانه بهار جمعه 25 دی 1394 ساعت 17:53 http://taraneh-bahar.mihanblog.com/

سلام
خوب خدا رو شکر که حالمو درک کردی و اینکه ناراحت نیستی

نگران خوابم ؟
به خاطر ساعت کامنتم میگی؟
خوابم کمه
خیلی کم
شاید 4-5 ساعت در شبانه روز
خیلی وقته اینجوریم ! نگران نباش .

سلام ترانه جان
نه باوا چه ناراحتی عزیزم
بله نگران خوابتم.
این که خیلی بده.بدنت کم خواب باشه ضعیف میشی بانووووی کم خواب.
8ساعت مفید باید بخوابی
نمیشه.. نگرانم

محمدعلی شنبه 26 دی 1394 ساعت 01:10 http://tamameman64.blogfa.com

سلام خاتون خانم
الان باید بگم شبتون بخیر یا صبح خیلی خیلی خیلی زودتون بخیر
من تازه از مسافرت اومدم و گفتم سری به شما و دیگر دوستان بزنم .راستش را بخواهید من کلی حسودی کردم.
من یادم میاد خیلی زمونها پیش کرسی خونه مامان بزرگ دیدم و لذتی داشت واقعا.
قدیما همش خوب بود
عکسهاتونم واقعا قشنگه.تبریک میگم.مثل نوشتنتون زیبا عکس می اندازید.
موفق باشید و انقدری دل ما رو نسوزونید لبخند:
ممنون که پیگیر حالم بودید.

سلام سید
والا به نظرم هر دوتاش بشه.هم صبح و هم شب
به به سفررررررلطف کردید.
اصن کار من دل سوزوند شما دوستانه و لاغیر
بله قدیما همش خوب بود.ممنونم .شما چقدر باشعورید آخه از عکسهایی که انداختم تعریف میکنید
خواهش میکنم.

vahid شنبه 26 دی 1394 ساعت 10:26 http://vahidmahmoodiyan.blogsky.com

سلام و عرض ادب

دقت دید نوشت :
اون قندونه برگَشتِس
عکاسید افتضاحِس
انرژی منفی را داشتی خاتون

خووووشکل نوشت :
واقعا دور هم بودنا دیگه داره رنگ میبازه.بهانه هم گرونی و این چیزاست که الته خُب کم تاثیر هم نبودِس ولی دلیل نمیشه.
خاتون ان شاء الله همیشه آبتون سرررررررررد و نانِتُون گرررررررررم و لبتون خندون و دلتون پر از یاد خدا باشه

سلام
اون قندونه برنگشته من درشو برداشتم تا خرماهایی که توشه دیده بشه.برو عینک بخر چشات ضعیف شده.و اینکه حسسسسسسسودی حسوووود
بله درسته.دیگه دلخوشی وجود نداره.
ممنونم

vahid شنبه 26 دی 1394 ساعت 14:09 http://vahidmahmoodiyan.blogsky.com

سلام
اولا چرا شکلات خوری آ قندونا برداشتی توش خرما گذاشتی از من و سازمان ملل اجازه نگرفتی عامو
بعدم عینک نمیخواد بَرِش گردوندی دیگه
ما از حسودی گذروندیم حسوتییییییییم حسوت لایسصووووت
راسی راسی اینا یادم رُف گردووا را با پوس گذاشتی
سنجاب دعوت کردین
گردو شیکنِت کووووووووو پَ
بادوم بادوما را یادم رَف
اون کِرمه گوشه اون سیبه را دیدی
چِش که نیس تلسکوپِس

سلام.
جای قند خرما گذاشتم چون پدر قند داره و درضمن خودمم خرما میخورم.پس قند تعطیله.
برش نگردوندم.درش رو برداشتم پس برو عینک بخر
عاره عاره گردو شکن رو یادم رفت.چون داشتیم جمع میکردیم کرسی رو هر چی دم دستم رسید رو گذاشتم
کی حوصله داشت بره آجیل خوری بیاره گردو و فندق بشکونه.چه حرفا چه چیزاپس خود مهمون میخواست چی کار کنه
بعدشم دست خودت که نیس حسود هرگز نیاسود.تو آسوده نخواهی شد
اون کرمه هم فقط و فقط اومده بود بگه عامو وحید سلام.
توجه نمودی کرمامونم با ادبن
تلسکوپ؟؟؟
حتما داری شوخی میکنی

فاطمه یکشنبه 27 دی 1394 ساعت 00:28 http://taghdireman.mihanblog.com/

من اصلا تو عمرم کرسی رو از نزدیک ندیدم. چه خوشکله.

اصن نصف عمرت بر فناست

فاطیما یکشنبه 27 دی 1394 ساعت 12:34 http://torandj.blogsky.com

وااای کرسی اون بوی هیزمش

عاره ولی با ذغال نذاشتیم.بخاری کرسی گذاشتیم نوشته بودم تو متنم

مارال چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 14:30 http://maralvazendegi.blogfa.com

خیلی خوشگلهههههه
دلم چای و شیرینی خواستتتتت

مرسیییییییی
آخیییییییی. منم دلن خواست بازم

په پو سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 20:49 http://aski-ewin.blogsky.com

منم پارسال تو خونه مون گذاشتم.

زمزمه باران... پنج‌شنبه 20 اسفند 1394 ساعت 11:44 http://www.baran-bahari.mihanblog.com/

به به..عکاس باشی..

قشنگ بوووود...
شکمووو..


ممنووووووووووون

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.