یادتون که میاد گفتم توی اسباب کشی یه چیزایی از دوران نوجوونیم پیدا کردم.یه سری نقاشیه که من تو یه سال فکر کنم سال اول دبیرستان بود یا سوم راهنمایی که علاقه مند شدم به این مدادهای پررنگ و یه کمی هم به نقاشی کشیدن.الته من از بچگی علاقه وافری به نقاشی داشتم.اونم رنگ روغن.ولی هیچوقت به آرزوم نرسیدم.اوففففففف من خیلی چیزا میخواستم و نشد.
این نقاشی هام ،برای خودم زیباست و خودم لذت میبرم از دیدنشون.
پیشاپیش از فصل دوم میخوام با وای فایت بیایی ببینی.میترسم بسته ات تموم شه.هر چند من خیلی کم حجم کردم تصاویر رو.
دوس داشتین میتونین ببینین.
نقاشی هایی که کشیدم برای سوم راهنمایی و اول دبیرستانه.میدونم عین رمانهایی که نوشتم چنگی به دل نمیزنه.اما من اون زمون با همین نقاشی هام پیکاسویی بودم واسه خودمممم.سرو دست میشکوندن برای اینکه من تو یه صفحه براشون نقاشی بکشم.
یه توضیح بدم راجع به این عکس.قشنگ یادمه زمستون بود که داشتیم برای دختر عموم جهاز میبردیم که این نقاشی رو روی یه دیوار دیدم.البته چشم نداشت و من خودم اضافه اش کردم.بعد دقت کنید که قطره اشکش که داره میچکه چقدر بزرگهههههه
یکی از نقاشی ایی که خیلی دوسش دارم.
این منظره ها رو هم فکر میکنم توی برچسبی چیزی میدیدم که علاقه مند بود بکشم.خوب زیادم اصولی نیسن اینها اولین کارهای منه که از هیجان زیاد روزی چند تا میکشیدم
اینو ولی اصلا یادم نیس که کی کشیدم به احتمال زیاد اول دبیرستان بودم و.آره آره اول دبیرستان یود یادم اومد.بعدش خوشم نیومد و میخواستم بندازم بره خواهرم برداشت برای
خودش.الان که نگاه میکنم میبینم بدم نشده بود هااااایادم میاد زبان انگلیسی یه بار رفتم اینو روی تخته کشیدم .
معلم اومد و بچه هام که عاشق و شیفته کارای من بودن.معلم یه نگاه کرد و بعد گفت حیف که باید این آثار هنری رو پاک کنم.وقتی پاک میکرد همه صداشون دراومده بود و اعتراض میکردن تا پاک نکنه و بزاره این یه جفت چشم بمونه رو تخته.اونم بدجنسی کرد و پاک کرد.گفتم که تو اون دوران بچه ها عشق اینا رو داشتن دیگه.اونوقت زنگ بعدی م گفتن بکش نکشیدم.
خب اینم که معلومه و میرسونه که من کلا به چشم و ابرو کشیدن هم علاقه داشتم. اینو سوم راهنمایی سر کلاس کشیدم.توی یکی از کتابانم که به احتمال زیاد اجتماعی بود که حوصیه ام نمیکشید درس رو.و بعد از سال تحصیلی جداش کردم .اصن نوشته های کتاب تو چشه.من خعلی درس خون بودم
بعدشم سوزوندم و یه مدت زدم به دیوار.
این هم یکی از اصول کشیدن من در آوردی بود که از روی یه تابلویی که برای روزمادر داداشم براش خریده بود کشیدم.البته با گواش و برای سوم راهنمایی بود فکر کنم.واش برای رنگ آمیزی هم نبود ها برای کار دستی بود.خواستم بگم ببینید من با چه امکاناتی کمی شاهکار می آفریدم
خب من وسیله زیاد دارم برای همین کلا جا کم دارم تو تموم عمرم.تو اون خونمون طبقه پایین داداشمینا میشستن و اتاق کناریش مال من بود.دوم دبیرستان بابا و مامان رفتن
مکه.وقتی قربونی بریدن و کلید پایینو ازم گرفتن و من بیچاره مشغول و حواسم پرت از اتاقم بود رفته بودن تو اتاق منو و داشتن گوشت ها رو میبریدن که بناگاه یکیشون این تخته
نقاشی منو میبینه و میگه فلانی اون تخته رو بیار رو اون ببریم.و از این ماجرا چن روری گذشت که من رفتم طبقه پایین و دیدم به به چه کردن با نقاشی های عزیزم.خونه رو ینی
گذاشته بودم روی سرم که چرا تخته من به خاک و خون کشیدید
بعد مثلا داداشم میخواست منو آروم کنه میگفت عیب نداره ما اصن متوجه نقاشی نشدیم که دیدیم تخته اش خوبه بریدیم روش گوشت ها رو.حالا تو یه دونه دیگه بکش.منم داد
و بیداد میکردم و خون به جیگرشون کل اهالی
اون قسمت پاره شده همون قسمتیه که داشتن گوشت میبریدن روشو ومن کندمش.هنوزم کمی از آثارش مونده.از این دست نقاشی های رنگی زیاد کشیدم اما اینجا نیست و بردیم شهرستان.اصلا نمیدونم هستن یا زنده به گور شدن.
میدونید که هنر کلا تو خانومها بیشتر از آقایونه .اما من داداش بزرگم بسیار آدم هنرمندی هستش.و گاهی که میشینن از دوران تحصیل میگن من میفهمم که بسیار استاد بوده
توی ماکت ساختن و اینکه همه کارهاش رو برای مدرسه ازش گرفتن و یه چند تا هم جایزه برده.
بعدها چیزهایی ساخت که من دیدم .یکیش همین درخته.تصویر بالایی و گذاشتم
بدونید اول چه شکلی بود و بعد از برگ زدن چه شکلی شد.برگهاشو من رفتم و خریدم.همون موقع سه چهار روز طول کشید تا کل این دوتا درخت رو پر از برگ کنم.بعد از هفته اول
اسباب کشی این دوتا درخت رو پر کردم.خیلی سخت بود .مخصوصا این پایینیه که شبیهه درخت کریسمسه.
اونزمون فهمیدم بنده خدا برادرم چقدر بابت درست کردن این درختهابه زحمت افتاده.چون بعد از سه چهار روز دستهای من پر از زخم بود .
حالا فکر کنین اون که این سیم مفتولی ها رو میپیچونده چی کشیده.
این دومیه برای روز مادر درست شده و تا همون اسباب کشی بی برگ بود و به نظرم چیز خوبی از آب دراومده.میرم براش از این ریسه های کوچیکم میگیرم و ببینید چه بشه.اون
بالایی هم که بدون برگ عکسش رو گرفتم برای خواهرمه.در نتیجه دوتاش الان مال منه.چون خودم درسش کردم
+++خب ممنون بابت وقتی که گذاشتین.نقاشی های از این دست زیاد کشیدم.خیلیاش گم شد.خیلیاشو دادم به کسایی که دوسش داشتن و یه چن تایی هم برای خودم مونده که من از بین اونا اینا رو گذاشتم.
منم موقع مدرسه رمان مینوشتم.شعر میگفتم.اما الان ...
به به ببین کی اینجاااااااست

کصاااافط بیخبر یهو وبت رو حذف میکنی؟؟؟بزنم لهت کنم ؟؟؟بزنم آیا؟؟؟
منم شعر میگفتم اما افتضاح
خیلی قشنگ بود آفرین بابا خانوادگی هنرمند هستین احسنت
ممنون شما لطف دارین
وااااااااای خاتون خیلی قشنگههههههههههه
باباااااااا هنرمند.خوب کشیدی بابا.خیلی خوشمله.خیلی خوشم اومد
درختی که داداشتم درست کرده خیلی زیباست.دست توام درد نکنه خوشگلترش کردی.
خاتوووووون خیلی از کارات خوشم اومد نمیدونم چراااا
من از اولشم بی هنر بودم.
بازم میکشی نقاشی یا به کل گذاشتی کنار؟
مرررررسی که گفتی بیام ببینم.کلی سرذوق اومدم
ممنوووونم

ممنووووووووووونم
ای بابا حتما شوخی میکنی.اونقدرام تعریفی نیس که تعریف میکنی
نه تا دوسال پیش دیگه منظره نمیکشیدم.تو دانشگاه لباس طراحی میکردیم و مربوط به درس بود.
حوصله ام نمیکشه دیگه
مرسی از تو که اومدی
سلام
خوشگلند که اینا
سلام.
ممنووووووون.نظر لطف شماست
این بار سوم هست که تو این فاصله دارم کامنت میدم
کامنت قبلی هام حس میکنم ارسال نشدن چون اون نوشته تایید برام نیومد
از وقتی قالب تغییر داد کامنت دادن سخت شده خاتون جان
تو اولین کسی هستی که میگی نظر نمیشه داد .شاید سرعت خودت کمه

+++دوس داری ازچی برات بنویسم.خب یه چیزی شاید تو ذهن من باشه اما اون مورد پسند تو نباشه.تولددددددددتم مبارررررررررک
+++میگم برات نوشتم ولی ثبت نمیشه.نمیدونم چی شده نتم وصل نمیشه.نت خونمون
همه میگن ترشی نخورده ولی من میگم کباب نخورده یه چیزی میشیا
العان تعریف کردی عایا؟؟؟
ممنوووووووون
سلام خاتون خانم
خیلی خوب بدون آموزش کشیدید و نشون میده آدم هنرمندی هستید.
هنر دیگه ای هم داشته باشید ما با گرمی ازش استقبال میکنیم

هر دم از این باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری میرسد.ماشالا یکی یکی هنرهاتون رو دارید رو میکنید
خیلی خوب بود و من چقدر سر اون نقاشی پاره شده توسط گوشت خندیدم
لحظه هاتون پر ازشادی
سلام سید
چند تا خط که دیگه اینهمه تعریف نداره.

خجالتم ندید
هنر بعدی!!!اوممممم بزار فکر کنم ببینم.
ممنوووووووون
ای ول ایوله ایول خاتون ایوله ایول
خوشمان آمد خیلی قشنگ بودن نقاشی هات مخصوصا" اون که تنها نشسته بود غروب رو تموشا می کرد
ماشالاماشالا ماشالا ماشالا به خاتون خخخخخ
ممنون نظر لطف شماست
الان تونستم عکسارو ببینم
یه پا هنرمند بودی
با منه هاااااا
سلام
لطف داری بانو
راستی
میشه لینکتون کنم ؟
اینطوری راحت تر میتونم بیام و برم
سلام ترانه بهاری
راحت باش
باعث افتخاره عزیزم که لینک کنی
سلام
اسم من هم امروز متولد شد
من همون . قبلی :))
راستی تابلو رو دیدم خیلی حیف شد و اون بلا سرش اومد تازه با عجله خونده بودمش
و اون درخت هم زیبا بود اون نقاشی های ساحل هم قشنگ بود
باید نقاش میشدی
من بلخره دلم پیش رمان هات هستا :))
سلاااام.
البته اسمی که من گذاشتم روت.
ای جووووووون آذر جووووووون.بالاخره به جای اون نقطه اسمتو نوشتی
تولدتم که هست و کیکم که ندادی بخوریم
بالاخره شایدرمان هام رسیددستت
داشتم باز همون نقطه میزاشتم :))
تلخ است قصه عادت :((
چقدر خوشحال شدم بابت خط اخر :))
من منتظرم تا اون روز
درضمن بسیااار اسم خوبی برام انتخاب کردی :-*
بله چه تلخ است قصه عادت.
قابل یو رو نداشت.وقتی کتابم رو خوندی میفهمی که نباید انقد ذوق میداشتی برای خوندنش
درضمن قااااابل شنا رو نداره.باشد که روزی برسد اسمت رو بدونیم
من مشتاقم پشیمون نمیشم از خوندنش

باز که نقطه گذاشتی.
نقطه هم قبوله
هووووم خدا قسمت کنه بخونیش
فکر کنم باید از خیر اسم آذر گذاشتنتم بگذرم و بگم اصن راحت باش
وااااای حواسم نبود
چه معضلی شد این نقطه
تلخ است قصه عادت دیگه
انشالا که میخونم :)
عالیییییییییی...عالییییییییییییی...عالییییییییییییییی
کیف کردم از پستت
ای بابا چوبکاری نکن
به به خاتون خانم هنرمند

البته پیکاسو نقاش سبک کوبیسم بوده اما سیاه قلمم خیلی قشنگه و سادگیش به دل میشینه
موفق باشید
ای بابا شد تو پرمون نزنی شما؟؟؟

من پیکاسو بودم.همینی که هست اصن
ممنووووون
باوشه
خدایا ....!!
من برای داشتن دست های تو
ریسمان نبسته ام
“دل”
بسته ام
همین که
حال دوستانم خوب و
لبخند شیرین برلبشان باشد
برایم کافی ست...
در این لحظه قشنگ آنها را
به آغوش مهربانت میسپارم و
بهترین هدیه
سلامتی را برایشان
آرزومندم ...
سلام آقای کارگر.شب جمعه تون بخیر.
من یادمه یه کامنت گذاشتم ولی احتمالا ثبت نشده.
هوووووم....مثل همیشه زیبا
...سلام برخاتون مهربان
این دومین کامنت شما بود که ثبت شد تاخیرم رو ببخشید در پست چی بودم چی شدم که تصویر خودم هست توضیح دادم
سلام آقای کارگر
من فکر کردم شاید پیام من ثبت نشده.
با سلام و احترام
جالب بودن
دبیرای گرافیکت را یادته کیا بودن؟
سلام
معلم گرافیک نداشتیم ما.یه معلم هنر داشتیم که اگه نمیداشتیم بهتر بود.
یادمم نیست کی بود.
چه سخاوتمند است پاییز
که شکوه بلندترین شبش را
عاشقانه پیشکش تولد زمستان کرد
زمستانتان سفید و سلامت . . .
یلدا مبارک
سلام.یلدای شما هم مبارک
ﻭ ﭘﺎﺋﻴﺰ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﺩ
ﻳﺎﺩﺕ ﻧﺮﻭﺩ…
ﺍﻳﻨﺠﺎﮐﺴﻲ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﻱ ﺭﻗﺼﺎﻥ
ﭘﺎﺋﻴﺰ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻱ ﺧﻮﺏ ﺩﺍﺭﺩ.
ﻳﻠﺪﺍمبارک
یلدای شمام مبارک