بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟
بـخـت خـواب آلـود مـن

بـخـت خـواب آلـود مـن

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت،،،،،انقدر بابخت خواب آلود من لالا چرا؟؟؟

پاییز...عروس فصل ها


میخوام امروز درمورد پاییز بنویسم.
برای نوشتن از پاییز آبان بهترین ماهه.
هر فصلی برای خودش زیبایی هایی داره اما پاییز یه چیزه دیگه ست...

هیچ فصلی به اندازه پاییز پر از رنگ نیس و به اندازه پاییز زیبا نیست.هنوز شروع نشده ،کلی آدم منتظرن که پاییز از راه برسه و پیشاپیش میرن استقبال پاییز...
کسی که پاییز رو دوس نداره بی شک قادر به دیدن زیبایی های این فصل نیست.

هرفصلی برای خودش طرافدارایی داره و بالعکس کسایی هستن که یه فصلی رو دوس ندارن.مث من که از تابستون بدم میاد .
اما پاییز چیز دیگریست...

تابلوئی از رنگهای بینظیر که خدا خودش ترکیب کرده و شاهکاری آفریده که هیچ بنی بشری نتونسته این زیبایی و این ترکیب رنگ رو طی اینهمه سال ،درست کنه.
پس اینجا معلوم میشه که خدا هم عاشق فصل پاییزه که انقدررررر زیبا این فصل رو رنگ آمیزی کرده.
میگن پاییز فصل عاشقاست.تا اسم عاشق ر و میشنویم بلافاصله یاد یه جنسی از دختر و یه جنسی از پسر می افتیم.اما من میگم خدا تو روز خلقت ما از عشق خودش تو ماهم گذاشت .برای همینه که اگه مخاطب خاص هم نداشته باشیم همینجوری عاشقیم.
عشق جورهای مختلفی داره .عشق که فقط دخترو پسر نیس...
پاییز قشنگ ترین فصل خداست.درسته دلگیره،درسته سرده،درسته کمی افسرده کننده ست،اما با تموم اینا دلگرم کننده ست.



وقتی میزنی بیرونو هوا گرفته ست و تو چشمت به آسمونه و منتظر بارون..

وقتی برگها از درخت میریزن و تو داری اون منظره رو با علاقه نگاه میکنی و خش خش برگها....

بزنه نم نمکی بارون بیاد و برگها نم بردارن و از کنار آتیشی رد بشی که بوی برگهای سوخته مشامت رو نوازش میده و تو پی

در پی ریه هات  رو از بوی پاییز و آتیش پرو خالی میکنی...صدای قار و قار کلاغ ها....چشمات کم میارن برای

دیدن زیبایی های پاییز....برای دیدن بخار دهانت هم دلت پرشور میشه...برای یخ کردن دستهاتم دلت

تنگ....بارون شدت بگیره و تو به عمد چتر نبری....بزاری خیس بشی بی چتر وهی راه بری و هی بری و

بری....بعد یه سری آدمو ببینی که از ترس خیس شدن پناه بردن به کنار مغازه ها....با خودت میگی،اگه نمیخواستین تو این هوا خیس بشین چرا دل به دریا زدین....   اما این کار اونا باعث میشه مسیر رفتنت خلوت بشه و تو با خوشحالی از اینکه تنت به تنه کسی نمیخوره و تو راه رفتن دچار مشکل بشی....در کنار خواهرت که عاشق پاییزه....قدم میزنی و لذت میبری....یه وقتی به خودت بیایی  که دندونات داره از سرما بهم میخوره و داری یخ میزنی تو این بارون و رسیدن

به خونه و لذت هوای گرم خونه و دیدن پدرومادر......هوووووم چه زیباست این پاییز...



یا اینکه یکی دیگه از روزای پاییزی ،پشت پنجره وایمیسی و چشمت به هوای گرفته ست  و یهو نم نم بارونو و

بعدش دیدن افتادن برگها از درخت حیاطتتونه...با خودت میگی منم مثل این برگم که فقط خدا میدونه کی از درخت زندگی میخوام جدا بشم....بارون میاد...میاد....میاد و تو همچنان از دیدن و شنیدن صدای

قدمهاش سیر نمیشی و موبایلت رو برمیداری و یه آهنگ بی کلام رو که دوستت بهت معرفیش کرده از

سکرت گاردن رو میذاری و....میشوی حالی به حالی.چقدر این موسیقی به این هوا میاد مگه نه دوست خوبم

که الان داری این مطلب رو میخونی؟؟؟آره خود تو .ازت ممنونم که این آهنگ رو تقدیم من کردی.درسته غمگینه ولی انصافا زیباست.


هووووووووم چه هوایی...آرامشی بهت میده این کار که حد نداره مثل نشاطی که آب برای آبتنی تو گرما به آدم  میده...



یا مثلا یکی از روزا میزنی بیرون و پارک نزدیک خونتون رو برای نشستن انتخاب میکنی....صدای جارو کشیدن رفتگر مهربون پاییزی پوش...گوش هاتو داره نوازش میده....و تو چشماتو میبندی و از دور صدای چن تا بچه که جرات کردن تو این هوای سوز دار بزنن بیرون یا انقدر از ماماناشون خواهش کردن برای آوردن به پارک رو...از دور ....خیلی دور میشنوی   ....  همچی یه آفتاب دم غروب بی جونی هم داره بهت میتابه....صدای دور شدن رفتگر و صدای پای برگها که با شیطنت بعد از رفتن رفتگر مهربون....خودشون رو میندازن پایین  و صدای خنده هاشون تو گوشت میپیچه....وااااای چه لذتی داره.....دوباره چشماتو میبندی واستشمام این هوا.....بعد یهو یکی قدم میزاره روی چشمات....و تو با لبخندی چشماتو باز میکنی و به مهمون تازه وارد با شوق سلام میکنی....با خودت میگی مگه چند ساعت اینجا بودم که هوا اینجوری دگرگون شده؟؟؟....صدای پای مهمونای زیبا هر لحظه زیاد تر میشه و تو تا به خودت بیایی میبینی زمین خیس شده و از صدای بچه ها و صدای جاروی رفتگر مهربون هم خبری نیس....

صدای پای مهمون چقدر زیبا و دلنشینه....اما.....تو باید بری...بلند میشی و مهمونت باهات تا دم در خونه همراهیت میکنه....



پاییز چیز دیگریست....

پاییز یه سرمای خاصی داره که نه میلرزونتت مثل زمستون ،نه گرما بهت میده مثل بهار....یه آتیش روشن

میکنی و گرماش باعث آرامش جسمت بشه و حال و هواش  باعث آرامش روحت.به قول مجتبی یه چایی

آتیشی هم بزنی تو رگ و تو این سرما عجیب به آدم آرامش میده..

.
تو پاییز سفرها زیاده.دقت کردین؟؟؟مسافرت رو نمیگم هاااا.سفری که تو ذهنمون آغاز میشه و برمیگرده به

روزای گذشته.گاهی لبخند مهمونت میشه با یادآوری...گاهی اخمات میره تو هم....گاهی آه پراز حسرت.

پاییزه و هزاران رنگ اغواگر...
خدا هم تو پاییز عاشق میشه و عاشقتر.خدا هم بی صبرانه منتظر اومدن فصل پاییزشه.مثل پدرو مادری که

آرزو دارن پسر و یا دخترشونو تو لباس دامادی و عروسی  ببینند،خدا هم منتظر عروس فصلهاشه.

پاییز عروس فصلهاست... و پادشاه فصل ها.

اونوقت رو صندلی مخصوصش میشینه و یه چایی گرم یا یه نسکافه میریزه برای خودش و از اون بالا به هنر دستش نگاه میکنه و لبخند  پشت لبخند.وقتی بارونشونو میفرسته زمین،وقتی ابرای تیره اش رو میفرسته

تو آسمون،وقتی چشمش به رنگ های پاییز می افته ،لذت نوشیدن چایی براش هزارها برابر لذت بخشه.حتی خود خدا هم دلش برای اومدن پاییز تنگ میشه.



اصن بزار بگم که خدا پاییز رو با مـــــــــــــــــهر آفرید.دیگه تا آخرش بخون این فصل سه ماهه چه فصلیه.از آغازش که مهره بگیر کل قضیه رو.
یه وخ نگین چون مـــــــــهر ماهیه داره اینجوری میگه هاااا


خو اصن اولین ماه پاییز چیه ؟؟؟مهر دیگه.تموم شد رفت.
روایت داریم اصلن کسایی که تو پاییز به دنیا میان بندگان برگزیده خدا هستن.
بزارین یه کم از این حال و هوا درتون بیارم غرق نشین یه وخت.
بزارین یه کم از پاییزی ها براتون بگم.داشتن یه پاییزی تو زندگیتون یعنی داشتن یه همسفر خوب و عالی.

پاییزیا با معرفت ترین آدمان.تا ته باهاتون میان.

ولی بترسین از روزی که با حرفی هر چن به نظر شوخی،برنجینشون.اونوقت گرمای پاییز رو از دست میدن و سرمای پاییز و بهتون میدن.
پاییزی ها علاقه شونو به زبون  نمیارن.بلکه با عمل نشون میدن.و چه چیزی بهتر از این؟؟؟
بهترین شنونده و بهترین سنگ صبور.اما گاهی مثل رعدو برق پاییزی  چنان بهتون فرود میان که لهتون میکنن.بعله اینجوریاست.


تا چن بار به دوستشون اگه کدورتی پیش بیاد مهلت میدن و خودشونو میزنن به اون راه اما دفعه ی چهارمی وجود نداره.

پاییزی ها کلا با هم جور در میان چون تقریبا شبیهه هم ان.از آذرش بگیر که معروفن به آدمای شاد و از آبـــــانــش بگیر که دل نمیبندن به کسی و اگر ببندن تا آخر این دل رو بسته به اون یه نفر میکنن و از مــــــــــــــهر بگم که مهر میطراود خخخخخخ


از مهر بگم که بین آبان و آذر میانه رو.از معرفت کم نمیذاره اما فقط تا یه جایی نه بیشتر.
پاییزی ها کمی هم ،،،البته کمی که نه زود رنجن.مث برگهایی که جدا میشن و زود پژمرده میشن پاییزیام از بعضی رفتارها و حرفها و برداشت های غلط زود میرنجن و زود دلشون میشکنه.
پس مواظب پاییزی های زندگیتون باشید حتما.
مثل هوای گرفته پاییز تند تند دلشون میگیره.یکیشون خود من...آ الان دلم گرفت.به همین زودی

و سخن رو به اینجا برسونم که دقت کردین پاییز چقدر زیبا و جذابه؟؟؟هیچی خواستم بگم متولدین  پاییزم جذابن هاااااا

+++درباره من رو یه بار بخونید.همین گوشه سمت راست زیر تصویر خاتونی که گذاشتم.یه کمیش کپی از وب

قبلیمه.یه ذره هم اضافه شده.لطفا بخونید.حتما هم بخونید .


+++این مطلب پاییز رو اول از همه تقدیم میکنم به خـــواهـــرم "ل".  که عاشق پاییزه و با پاییز جون میگیره.وهربار با تموم شدن فصل پاییز، دیالوگ معروفش رو میگه که:یعنی بازم سال بعد پاییز رو میبینم؟؟؟

و بعدش اگه لذت بردین" بابا جان" از متنم تقدیمش میکنم به شما که پاییز رو دوست دارین

روزهاتون پر از لحظه های شاد پاییزی...



نظرات 27 + ارسال نظر
. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 16:37

بعنوان اولین نفر خواستم کامنت بدم بعد برم مطلبو بخونم

مدال طلای این پست و اولین نظر دهنده هم تفدیم میشود به تو بانوی پاییزی

فاطمه سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 16:39

سلااااااااااااامممممممممممم دیووووووووونه توکجابی دختر؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی بیشعوری.نباید یه خبر میدادی؟؟؟؟؟؟؟؟
خدارو شکر که سالم و سلامتی
گریه خوشحالیه.روحم تازه شد وقتی دیدم مطلب گذاشتی و زنده ای و نمردی خخخخخخخخخخخخ
برم بخونم ببینم چه نوشته ای دخترک بیشعور

سلااااااام فاطمه.
ببخشید.باور کن نمیدونستم که میخواد گوشیمو نگه داره که تعمیرش کنه.برای همین خبر ندادم.
مممممممنونم عزیزززززم مااااااااااچ
نه باوا نمیمیرم.من به مرگم راضیم اما نمی آید عجل....و دیگر هیچ
برو بخون بی تربیت

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 16:56

چرا یه پاییزی نباید فصل پاییزو دوس داشته باشه؟؟
مث هوای ابری ،بارون شدید، رعدو برق دلایلی که نمیتونم این فصلو دوس داشته باشم
منم صدای طبیعتو دوس دارم اینکه بشینم و شادی دیگرانو ببینم یا مثلا صدای خش خش برگ ها و جاروکشیدن خیابون
اما این فصلو دوس ندارم :((
شایدم دوسش دارم و بهش توجه نکردم
خصوصیاتو پاییزی هارو خب گفتی :)
پاییز فصل عاشقاست اما اونقدر باید دلت گرم باشه تا برای عاشق بودن منتظر یه محبوب خارجی نباشی و بتونی به درونت رجوع کنی
درکل پاییز دلگیره :((
حتی از بوی هوای پاییز حس خوبی نمیگیرم شاید خاطره خوبی ازش ندارم
دهرصورت نظرت برام کاملا محترمه پروین باااااانو
حسابی ازین فصل استفاده کنی :))

شاید چون خودش پاییزیه
ببین فصل دوم من خودن به شدت از پاییز بدم میومد و از تابستون لذت میبردم.نمیدونم چه اتفاقی در درونم اتفاق افتاد که یهو به پاییز،به آرامشش،به زیباییهاش علاقه مند شدم.حالام به شدت از تابستون بدم میاد.
یه اتفاقایی می افته که سلیقه آدمها هم دچار دستخوش میشه.شاید یه روزی حال توام با دیدن پاییز خوب بشه و بالاخره بتونی دوسش داشته باشی.

فاطمه سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 17:07

یعنی آفرین به قلمت
یعنی دمت قیژژژژ داری
خیلی قشنگ نوشتی پروین خیییییییییییلی خیلی قشنگ توصیف کردی خدا ذلیلت نکنه.الان دلم میخواد بزنم بیرون بارون بیاد خیس شم بمیرم از سرما خوردگی وااای چای اتیشی.
اون یه تیکه اش رو اصلا حال اساسی کردم.....خدا هم منتظر عروس فصل هاشه.....
دوست دارم اینبار با دقت تر پاییز رو ببینم و مثل تو حس کنم
نوشتت حس خیلی خوبی بهم داد.
ممنون

ینی مرسی که انقدر باشعوری و از من و قلمم تعریف میکنی
ینی ممنون لطف داری
قابل تو رو نداره.
راس مییییییییییگی؟؟؟منم اونجا رو با عشق نوشتم
ازخدا چه پنهون یه گلودردی گرفتم که نگو و نپرس.رفتی حسابی خودتو بپوشون
قابل یو رو نداره عزیزم.بزن بیرون

فاطمه سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 17:10

بابا بانوی پاییییییییییزی.
کم از خودتون تعریف کن باباتو غلط میکنی مثل رعد و برق پاییزی له کنی البته دیدم واقعا چه جوری عصبانی میش و من غلط کنم عصبانیت کنم
من از داشتن دوست پاییزی مثل تو به خودم افتخار میکنم
هر وقت نیاز داشتم بت بودی و عند معرفت و مرامی
جذاااابم که......هزار الله و اکبر هستی

بابا بانوی بهاری
باوا همش که تعریف نبود
میخوای باز رعدو برقی بشم و لهت کنمممم
منم از داشتن بانوی بهاری مثل تو خوشحالم
لطف داری عزیزم.ممنون
جذابم که.......خخخخخخخخ.بیشوووور

پرستش سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 18:41 http://khoda15.blogsky.com/

اوهههه خاتون گل کاشتی ...هنوز نخوندم

بعلهههههه.
برای نوشتن از فصل خودم کمه اینهمه هم

parastesh سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 18:57 http://khoda15.blogsky.com/

پاییز یه چیزه دیگه اس خاتون کار به تو من نداره :|

منم از نسل پاییزم ...با کلی احساسات نهفته شده درم :}

بعله ولی من با پاییز کار دارم.
ای ووووووول باوا...اوففففف بریز بیرون این احساسات رو

محمد علی سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 20:34

سلام خاتون خانم
پاییز رو بسیار خوب به تصویر درآوردید.تصویری که از پارک به تصویر کشیدین رو من بارها در نوجوانی تجربه کرده بودم و حس شیرین آن روزها برایم زنده شد.
قلمتان تا همیشه مانا خاتون خانمنوشته هاتون رو از صمیم قلب دوست دارم و با لذت میخوانم بانوی مهربان پاییزی.

سلام سید
ممنونم شما لطف دارین
چه خوب که باعث یادآوری شد و دوران شیرین رو براتون زنده کرد
ممنونم.خوشحالم که خواننده خوبی مثل شما ،نوشته های منو میخونه

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 22:30

کامنتم پس نرسیده تازگیا بی دلیل مینویسه عدد تصویر اشتباه
نوشته بودم میتونی نویسنده خوبی بشی

نه نرسیده.
اینم بگم یه دوروزی هست که سرعت بلاگ اسکای اومده پایین.
واقعن؟؟؟راس میگی
چقدر تو باشعوری

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 22:43

وای دلم پوکید
خوشحال شدم دیدم جواب دادی
خاااتون دلم میخواست اون داستان دوران مدرستو میخوندم

واااااااای اسم اونو نیار.خیلی افتضاحه.البته طرز نوشتنش فقط.وگرنه هنوزم قشنگه موضوعش.

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 22:51

اتفاقا همین که اون موقع داستان نوشتی کلی خلاقیتتو نشون میده

آره خب من از کلاس پنجم داستان مینوشتم.
اما خب این داستان آخری هم بد نیس منتهی طرز نوشتنم جالب نیس

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 23:01

اگه تو وورد نوشتی خب برام بزار بخونم

نه قبلا که تو وبم نوشته بودم که توی به سر رسید که ازش خوشم اومده بود نوشتم

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 23:03

ادم وقتی یه چیز مینویسه وقتی ارسال نشه دیگه انگیزه ش ازبین میره
منم چند دقیقه قبل یه کامنت خصوصی برات فرستاده بودم اما ارسال نشد و اینترنت قطع شد

آدم یه بار دیگه تلاشتو بکن.
تو موفق میشی

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 23:10

منظورتو متوجه نشدم توی وبت قبلا گزاشته بودی بعدش چی؟؟

نه نزاشته بودم.
میگم قبلا که راجع به داستان نویسیم پست گذاسته بودم رو یادت میاد؟؟؟تو ا ن پست نوشته بودم که توی یه سررسیدی نوشتمش.اونوقتا کامپیوتر نبود.امکانات کم بود.درجریانی که

. سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 23:16

آهان اره الان متوجه شدم
عکسشو گزاشته بودی

آذرررررررررر اون پست منو اصلا با دقت خونده بودددددددی؟؟؟؟
من فقط راجع به باران اون رمانی که نوشته بودم حرف زدم اما اون عکسا برای داستانی بود که منجم ابتدایی نوشته بودم

بهار چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 11:10 http://likespring.blogsky.com

ای جونممممممممم خاتون منم از تابستون بدم میاد ولی عاشششششششق پاییزمممم...
متنت عالی بود...ممنونمممممممممم

اوهوم منم جدیدا از تابستون بیزارم.
ممنوووووووووونم

. چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 16:00

من دیشب یه کامنت دیگه هم داده بودم دررابطه با رمان پس نرسید؟
گفته بودم رمانو این اواخر گذاشته بودی یا سال قبل که من با وبت اشنا نشده بودم؟

نه آخرین رمانم برای سوم دبیرستانه که نصفه موند.اما اون رمانی که نوشتم و دست به دست بچه ها و معلم ها گشت دوم دبیرستان نوشته بودم.

. چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 16:38

مسافر پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 01:25 http://sensor2.blogfa.com

همه فصلا یکیه
البته برای آدمای خونه نشینی مثل من
فقط آه..
و حیف..
کامل نخوندم نوشته هاتو تا سره فرصت ..
فعلا خانوم
کدبانویی شماها

یادت میاد مسافر پارسال اولین باری که به وبم اومدی و پیام گذاشتی...یه پستی بود که از پاییز نوشتم و تو همین حرفا رو زدینوشتی فصل پاییزم مثل بقیهرهست فقط الکی عاشقانه اش کردن
ممنوووووونم کدبانویی از خودتونه
دخملاتو ببوس

یه دونه پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 20:42 http://WWW.bi-esm55.blogfa.com

بنده برگزیده خدا سلام
من برعکس تو هروقت پاییزمیاد یادعاشقا میافتم همچین ادم باخدایی هسم من
پاییزودوسندارم دلگیره خیلی

سلام یه دونه باشعورررررر
حالا عاشقا چه ربطی به خدا داشت فقط خدا داند و بس
بس که بی سلیقه ای

alireza پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 21:10 http://alirezamohebbi.blogsky.com/

سلام
سپاسگزارم
گل

سلام.
منم از شما ممنونم

مجتبی پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 21:11 http://everything-i-am.blogsky.com

عجب پاییزنامه ى مفصلی, آدم اگه پاییزی هم نباشه مثل من
این متنو که بخونه دوس داره پاییزی بشه, در زیباو شاعرانه بودن پاییز اصلا شک و بحثى نیست ولی پاییز برای من تلخی های خاصی داره تلخی هایی زیادی که حتی دوست ندارم بهشون فکر کنم ولی بازم وقتی صدای بارون و غرش رعد و برق رو میشنوم ,وقتی بوی خاک نم خورده به مشام میرسه نمیتونم لبخند نزنم.
پاییز که میشه خودبخود این اهنگ بخاطرم میاد
بارونو دوس دارم هنوز..

ممنون از متن زیباتون, خواهر و برادر منم متولد پاییزن و هردو دقیقا متولد یک روز و خودم زمستان حالا اونا باید هواى منو داشته باشن یا من هوای اونا.

بعله آقا بعله
پاییز چیز دیگریست
همینطوره.خاطرات بد همیشه یاد آدم می مونه.
اتفاقا منم از زمستون خاطرات جالبی ندارم اما می میرم برای برفش،بر ای سرماش.
قابل یو رو نداره
اصن شما خوشبخت شدین به راحتی.دوست پاییزی هم که دارین خدایی خیلی خوشبختید.
معلومه که شما باید هوای اونارو داشته باشید

مجتبی پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 21:57 http://everything-i-am.blogsky.com

خوشبختی به این آسونیا بوده!

بعله هواشونو همیشه داشتم, کوچیکترم هستن و به این دلیل خیلی بیشتر و البته اونا هم کم نزاشتن خداییش.

چقدرم این روزا واقعا پاییزه, سالها بود از ى پاییز و زمستون درست و حسابی بی بهره بودیم, دهه شصتیا خوب یادشونه چه پاییز و زمستونایی داشتیم اون قدیما, یادش بخیر

به این آسونیا بوده.شما سخت گرفتین حتما.
اوهوووووم پاییزه پاییزه برگ از درخت میریزه
من یادم نیس
یاد باد آن روزکاران یاد باد

بی اسمم جمعه 22 آبان 1394 ساعت 13:29 http://bi-esm13.blogfa.com

سلام

بعله پاییز عالیه... مخصوصا پاییز شیراز... شب ساعت یازده دوازده تو خیابون باشی و با دوستت بلند بلند آهنگ بخونی... چ حالی میده

ولی ناراحتیش اینجاس همه آهنگا غمناکه... به قول(چه گوارا) شادی انتقام گرفتن از زندگی هس

همینم با غم همراهه

سلام
پاییز همه جا قشنگه.خدا قسمت کنه پاییز شیرازم ببینیم.
اوهوم قبول دارم تو پاییز ناخودآگاه آدم غمگین میخونه

بی اسمم جمعه 22 آبان 1394 ساعت 13:36 http://bi-esm13.blogfa.com

سلام

بلاگ اسکای مشکل داره واس کامنت... دو سه بار فرستادم، امیدوارم اومده باشه

آره یه دوسه روزی هست سرعتش ا ومده پایین.
ممنون از وقتی که گذاشتی

بابا جان شنبه 23 آبان 1394 ساعت 08:24 http://http://farhadmehrbina.blogfa.com

پائیز براستی زیباست ممنونم از هدیه زیبات خاتونم زنده باشی

قابل شما رو نداشت بابا جان

vahid دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 14:02 http://vahidmahmoodiyan.blogsky.com

سلام
حالین یاخچیدی

بزار پولدارتر از اینی که هستم بِشم اونوَقتِس که میدم پاییزا از فصلا حذف کنن

سلام.
ساقول.
چرا؟؟؟بس که بی سلیقه ای بی سلیقه.
از اولشم معلوم بود

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.